لینک تلگرام
 لینک تلگرام
 لینک تلگرام
ندای سلامت با طبیعت

اپلیکیشن اطلس یکصدو سه  نوع گیاه داروپی

اطلس یکصدو سه  نوع گیاه داروپی


این اپلیکیشن شامل  شرح کامل 103 نوع گیاه پر فایده داروئی است که علاوه بر خلاصه ای از معرفی تصویر و خواص و کاربرد هر گیاه و قرار دادن امکان زوم نمودن تصویر به شرح کامل و جامع گیاه پرداخته شده است .


شما با  تهیه این نرم افزار مطمئن باشید که اطلاعاتی معتبر از این 103 نوع گیاه به دست خواهید آورد و میتوانید مشاور همراه مفیدی از این نوع گیاهان داروئی در اختیار داشته باشید .


خواص گیاه مرزنجوش
گیاه خرفه 
فواید درمانی ریحان در طب سنتی
بارهنگ و خواص آن
آدونیس
خواص درمانی گیاه زرشک
گلچینی از خواص باور نکردنی گیاه خردل
خواص مرزه
گل های زینتی(اجوکا)
ریواس و خواص آن
خواص درمانی بولاغ اوتی یا علف چشمه
خواص نعناع
آشنایی با خواص بی نظیر رزماری
همه چیز درباره‌ی اسفرزه
گل « زبان در قفا»
٩ کاربرد خاکشیر در طب سنتی
اسطوخودوس و خواص آن
خواص گیاه فرنجمشک 
خواص گیاه ترشک
سیاه‌دانه داروی هر دردی به جز مرگ!
خواص درمانی ترب
خواص آویشن باغی
گیاه زوفا چه خواصی دارد؟
خواص و فواید علف هفت بند
گل بنفشه
اکسیر ترکی، در درمان کم خونی موثر است
خواص پزشکی خارشتر
شجره البق ، بوقیصا ، دردار، درخت پشه
خواص گیاه صبر زرد
معرفی گیاه دارویی بسفایج  
افسنتین ◄


درمان یبوست با برگ سنا
درخت زبان گنجشک
خواص گیاه دم اسبی
گیاه تاج ریزى سیاه‏
خواص داریویی شیره گیاه وشا یا وشق 
خواص شیرین بیان
گزنه سفید
پرسیاوشان؛ گیاهی برای درمان سرفه
خواص دانه گیاه تاتوره در طب سنتی
آشنایی با گیاه دارویی شابیزک (بلادون) 
بومادران و معجزه بومادران
گلچینی از خواص باور نکردنی گیاه خردل
خواص گیاه روغن کرچک
شاتوت و خواص مفید آن
سنبل ختایی
خواص دارویی گیاه گلرنگ
«گل همیشه بهار» تب بر است
 آشنایی با خواص و مضرات گردو
خواص و مضرات سیر
خواص درمانی زیره سیاه
گیاه خارمریم
درخت غان: اکسیر طبیعت
سوزن چوپان قرمز 
خواص بی نظیر خرما
خواص به‌لیمو
خواص میوه بلوط
گیاه چریش ،آکنه را درمان می کند 
سرخ ولیک مقوی قلب


سرخارگل را می شناسید؟ (اکیناسه)
آقطی سیاه در درمان رماتیسم و درد مفاصل
خواص جو دو سر (یولاف)  
 خواص دارویی گیاه مامیران کبیر
خواص نارنج


خواص درمانی سنبل الطیب
گل حسرت؛ گیاهی بر علیه نقرس
خواص زعفران
 فواید و خواص دارویی گیاه انجبار
آشنایی با خواص گیاه گل ماهور (خرگوشک)
آنچه باید در مورد هرس انگور بدانیم
گیاه داروئی گل صابونی
 خواص دارویی ناخنک یا اکلیل الملک
کتان ، بزرک
مروری بر خواص شیرخشت
فواید و مضرات چای
زیره ی سبز و خواص آن
کاسنی در طب سنتی
فندق 
برگ بو، ادویه‌ای فراموش شده!
خواص اعجاب آور توت فرنگی
خواص درمانی گشنیز و تخم آن
درباره گیاه بابا آدم
خواص سنجد
مروری بر خواص گل ختمی
غافث
خواص معجزه‌آسای شوید در طب سنتی
‌ گیاه‌ پای‌ خر 
ویژگی­ های گیاه­ شناسی سلمه­ تره
خواص میوه انجیر
خواص دارویی گـزنه دوپایه  
چوبلمه  
زنجبیل شامی
رازک و خواص آن
خواص گیاه دارویی دارواش
آشنایی با خواص تخم گیاه خشخاش
علف چای و خواص آن
خواص گیاه کبر
مروری بر خواص گیاه مریم گلی
خواص درمانی پنیرک
کیسه کشیش 
نکات طلایی درباره اسفناج
مروری بر خواص گل ختمی
تاج الملوک ، اقونیطون ، گرگ کش  


آغاز کاربرد وسیع گیاهان دارویی و رونق و گسترش آن در کشورهای شرقی بخصوص در دورهٔ اسلام به زمانی که شرق به کارها، نوشته‌ها و ترجمه‌های آثار بقراط، جالینوس و کتاب‌های دیوسکوریدوس و پلینیوس و دیگران دسترسی یافت، مربوط می‌شود. زیرا کارها و آثار این دانشمندان یونانی مستقیماً از طریق شام و شرق رسید و در اوایل قرن سوم میلادی در بیت‌الحکمه به عربی ترجمه شد. کتاب «گیاهان» یا «الحشایش» یکی از مهمترین ترجمه‌های این منابع است که در واقع همان ترجمهٔ دِ ماتریا مدیکای دیوسکوریدوس است و از آن زمان و حتی تا همین اواخر به عنوان طب سنتی همیشه مورد استفاده قرار می‌گرفت. محمد بن زکریای رازی (سال‌های ۲۵۰ تا ۳۱۳ ق) دایرةالمعارفی در درمان‌شناسی به نام کتاب الحاوی فی الطب و کتاب خلاصهٔ پزشکی، به نام المنصوری و کتاب دیگری به نام منافع الاغذیه و دفع مضارها را نوشت. این کتاب‌ها و بقیهٔ آثار او، مخزن و مرجع مهم اطلاعات گیاه‌شناختی برای نسل‌های متمادی در شرق و غرب بوده است. پزشک نامور بوعلی سینا (سال‌های ۳۵۹ تا ۴۱۶ ه‍. ش) ۸۱۱ داروی گیاهی و معدنی را در کتاب قانون همراه با اثرات آن‌ها بر بدن انسان شرح داده است. برخی از این گیاهان ریشهٔ هندی، تبتی چینی یا کلاً شرقی داشته‌اند.


 


ندای سلامت با طبیعت


مهندس سید رحمت الله انصاری


 ansari110.com

اپلیکیشن گوشی تشریح ودرمان بیماری های زنان

 

تشریح ودرمان بیماری های زنان دارای 75موضوع مفید  برای تشریح و شناخت بیماری ها و نسخ و داروها درمان و بهداشت و پیشگیری  است.


 


این نرم افزار


 


با برداشت از کتاب سوّم قانون در طب سینا مطالب این   نرم افزار شامل ۲۲ فصل است که هر کدام از فصل ها که نام فنون قانون طب سینا میباشد ، ومحتوای  آن مربوط به یکی از اعضاء بدن است که مربوط هست  به اطلاعات تشریح و شرح  بیماری ها و تجویز  نسخ درمانی و درمان یکی از اعضاء و جوارع بدن .


فهرست مطالب این اپلیکیشن شامل مطالب ذیل است


  آب در زِهدان
  انحراف و کج شدن زِهدان
  بندآمدن و کاهش حیض 
  ترک زِهدان
  جنین کوتاه قد و قامت
  درمان  خفگی زِهدان
  درمان بواسیر زِهدان
  درمان ترک زِهدان
  سیلان بیش از حد خون
  قَرحه و تعفّن زِهدان
  نشانی های ورم گرم زِهدان
 باد زِهدان
 درمان بندآمدن خون حیض
 درمان بواسیر زِهدان
 زیاده گوشت جلایر گاه
بادکردگی زِهدان
بهداشت تازه عروس
بواسیر زِهدان 
بواسیر و جوش و غیره در زِهدان 
بیرون زدن زِهدان
تخم بهره بار آوری ندارد
تشریح زِهدان(رحم)
تعفّن زِهدان 
حیض و عادت ماهانه
خارش زِهدان و فرسیموس زنان 
خفگی زِهدان
خوره در زِهدان 
داروها درمان نزیف خون
درد زِهدان
درمان   زیاده گوشت جلایر گاه
درمان  انحراف و کج شدن زِهدان
درمان  سیلان زِهدان
درمان آب در زِهدان
درمان بادکردگی زِهدان
درمان بیرون زدن زِهدان
درمان خارش زِهدان و فرسیموس زنان
درمان قَرحه زِهدان
درمان میخچه های زِهدان
درمان نزیف و تنظیم حیض
درمان نزیف و تنظیم حیض
درمان نسفتنی
درمان ورم سخت زِهدان
درمان ورم گرم در زِهدان
دستورعمل جراحی نسفتنی
دو قلو یا چندقلو
دو قلو یا چندقلو 
روی آورها و پیامدهای بندآمدن خون حیض
زهدان و بیماری هایش
سبب راه بندان می تواند هریک از عوامل زیر باشد
سبب کم خونی چیست ؟ 
سبب نازایی از اندامان جنین سازی
سبب نازایی در خود زِهدان
سیلان زِهدان
غذای و داروی زنی که نزیف خون دارد
مراحل تکامل جنین
مهاجرت از وطن بچه
مهاجرت از وطن بچه
موانع جنین پروری
ناتوانی و درمان زِهدان
نازایی و دشوارزایی 
نشانی ها خفگی زِهدان
نشانی ها و پیامدها  بیرون زدن زِهدان
نشانی های آب پشت سالم وبی نقص
نشانی های خون حیض
نشانی های بادکردگی زِهدان
نشانی های بندآمدن خون حیض
نشانی های بواسیر زِهدان
نشانی های ترک زِهدان
نشانی های خو نریزی بیش از حد زِهدان طبیعی
ورم بلغمی زِهدان
ورم سخت زِهدان
ورم گرم زِهدان
وسیله سفر جنین به خارج
وسیله سفر جنین به خارج
چه جنینی نرینه از کارخانه بیرون می آید؟


استفاده از این نرم افزار را به همه دوستداران ، متخصصین و اطبای طب سنتی و سایر دانش پژوهان و پزشکان محترم عمومی و تخصصی پیشنهاد میکنیم.


 


مراجع:


با برداشت مطالب کامل و جامع کتب قانون در طب سینا


بوعلی به طب نظری و عملی نظر داشته‌است. وی در آثار طبیِ خود و به‌ویژه در قانون، تعالیم عملی و بالینی را در قالب تعریف‌های نظری و علمی بیان کرده‌است. مشاهدات بالینیِ قانون را می‌توان با مفاهیم تجربیِ بالینیِ الحاوی مقایسه کرد. ابن سینا، رازی را شایستهٔ نام پزشک و حکیم نمی‌دانست، اما عملاً بسیاری از روش‌های درمان و کار تجربی خود را از الحاوی رازی آموخته‌بود.


 


بوعلی در شرح داروهای مفرد و قراباذین، نخست ماهیتشان را ذکر می‌کند و بعد نوع عالی و دانیِ آن را شرح می‌دهد. اکثر داروهای ذکرشده از داروهای گیاهی یا حیوانی است. او از مواد معدنی و ترکیبات شیمیایی نیز در داروسازی استفاده می‌کرده‌است؛ ازجمله طلا، سرب، نقره، سفیداب، گوگرد، ‍‍زرنیخ، لاجورد، و زنگار.


 


ابن سینا، ضمن توصیف کارکرد این مواد، اطلاعات جالبی نیز دربارهٔ شیمی غیرآلی بیان کرده‌است. در کتاب اولِ قانون، برخی اطلاعات دربارهٔ طرز آزمایش مواد دقیقاً آمده‌است؛ ازجمله شرح تصفیهٔ آب هنگام مسافرت.


 


بوعلی سینا در قانون به نکات خاصی اشاره می‌کند که پیش و حتی پس از آن دوره، به آنها توجه چندانی نمی‌شده‌است.


 


 


 


 


 


ندای سلامت با طبیعت


 


مهندس سید رحمت الله انصاری

نرم افزارهای گوشی کتاب دوم قانون درطب سینا


نرم افزار کتاب دوم قانون درطب سینا


فهر ست عناوین نرم افزار کتاب دوم تدبیر داروسازیمزاج مفردات داروئی مفردات داروئی  فهرست موضوعی مطالب عناوین نرم افزار کتاب دوم قانون در طب : تدبیر داروسازی شامل موضوعات ذیل است .الواح در باره ادویه مفرده آمیزش داروها کاربرد مفردات داروئی در آرایش شناسایی اعمال داروهای ساده داروی فشرنده(عاصِر)تاثیر عوامل خارجی بر دارو داروی بادشکن(کاسِرُالرّیح) داروی بادزا(مُنَفِّخ)بندآورنده (مُسَدِّد)داروی بازدارنده(رادِع)داروی به هم آورنده (مُدُمَل)داروی چرک آور (موسِخ للقروح) داروی داغ گذار (کاوی)ادویه مفردهمسهل، معرق، مدر داروی فاصله انداز (مُفَحَّج) داروی گنداننده(مُعَفَّن)داروی غلیظ کننده (مُغَلَّظ)داروی قَرحه آور (مُقَرَّح) اثر دارو بر دمل ها و جوش هاداروی گوارنده(هاضِم) داروی گیرنده(قابِض)داروی هموار کننده (مُمَلِّس) در بیماری های مربوط …به اضافه مخزن الادویه


-مزاج مفردات داروئی شامل فهرست موضوعات ذیل است .
شناختن گرمی و سردی مفردات
شناخت مزاج مفردات از رنگ و بوی
قیاس مزاج مفردات از اقسام مزه
قیاس مزاج مفردات از انواع بی مزه
قیاس مزاج مفردات از مزه های گرم
قیاس مزاج مفردات از مزه های سرد
قیاس مزاج مفردات از تاثیر شیرین و چرب بر زبان
قیاس مزاج مفردات از لذت شیرینی از چیست ؟
قیاس مزاج مفردات از سبب پیدایش شیرین و چرب
قیاس مزاج مفردات از کنش تلخ و شور
قیاس مزاج مفردات از کنش مزه تند و ترش
قیاس مزاج مفردات از سایر کنش ها
قیاس مزاج مفردات از آمیختگی مزه ها
قیاس مزاج مفردات از شناخت به وسیله رنگ
مزاج سست و جدایی ناپذیر
انواع مزاج داروها
مزاج داروهای مفرده
مزاج نیرومند
قوای مزاج داروها از راه آزمایش
شرط اول آزمایش قوای مزاج
شرط دوم آزمایش قوای مزاج
شرط سوم آزمایش قوای مزاج
شرط چهارم آزمایش قوای مزاج
شرط پنجم آزمایش قوای مزاج
شرط ششم آزمایش قوای مزاج
شرط هفتم آزمایش قوای مزاج
شناسایی مزاج از طریق قیاس


ساختار و محتوای قانون 


این کتاب عظیم بیش از یک‌میلیون کلمه دارد و شامل پنج بخش (کتاب) است که هریک به چند «فن»، «تعلیم»، «جمله» و «فصل» تقسیم می‌شود. پنج بخش کتاب عبارت است از: کلیات طب، ادویهٔ مفرده، امراض مخصوص اعضاء، امراض عمومی بدن، و ادویهٔ مرکبه.
 بوعلی در کتابِ یادشده سعی بلیغی در تعریف الفاظ طبی به‌گونه‌ای منطقی کرده و در تقسیم موضوعات و شرح مطالب نیز از روشی منطقی پیروی کرده‌است. قانون را باید ترکیبی علمی از تجارب بالینیِ بوعلی، آثار و تعالیم جالینوس و بقراط و ارسطو و نوشته‌های پزشکان ایرانی و مسلمان پیش از خود، چون رازی، ابن ربن طبری و ابوسهل مسیحی دانست.


کتاب قانون را بزرگترین سند پزشکیِ جالینوسی می‌دانند، ولی مسائل نظریِ ارسطویی بر این اثر ارزشمند مسلط است. بوعلی در تشریح به ارسطو استناد می‌کرد. وی مبانی کلی طب را برپایهٔ آرای جالینوس، و داروگیاه‌شناسی‌اش را بر اساس نوشته‌های دیوسکوریدس (داروگیاه‌شناس نامدار یونانی در قرن نخست میلادی) توضیح داده‌است.


بوعلی به طب نظری و عملی نظر داشته‌است. وی در آثار طبیِ خود و به‌ویژه در قانون، تعالیم عملی و بالینی را در قالب تعریف‌های نظری و علمی بیان کرده‌است. مشاهدات بالینیِ قانون را می‌توان با مفاهیم تجربیِ بالینیِ الحاوی مقایسه کرد. ابن سینا، رازی را شایستهٔ نام پزشک و حکیم نمی‌دانست، اما عملاً بسیاری از روش‌های درمان و کار تجربی خود را از الحاوی رازی آموخته‌بود.


بوعلی در شرح داروهای مفرد و قراباذین، نخست ماهیتشان را ذکر می‌کند و بعد نوع عالی و دانیِ آن را شرح می‌دهد. اکثر داروهای ذکرشده از داروهای گیاهی یا حیوانی است. او از مواد معدنی و ترکیبات شیمیایی نیز در داروسازی استفاده می‌کرده‌است؛ ازجمله طلا، سرب، نقره، سفیداب، گوگرد، ‍‍زرنیخ، لاجورد، و زنگار.


ابن سینا، ضمن توصیف کارکرد این مواد، اطلاعات جالبی نیز دربارهٔ شیمی غیرآلی بیان کرده‌است. در کتاب اولِ قانون، برخی اطلاعات دربارهٔ طرز آزمایش مواد دقیقاً آمده‌است؛ ازجمله شرح تصفیهٔ آب هنگام مسافرت.


بوعلی سینا در قانون به نکات خاصی اشاره می‌کند که پیش و حتی پس از آن دوره، به آنها توجه چندانی نمی‌شده‌است.


به انضمام مخزن الادویه قرابادین کبیر


ندای سلامت با طبیعت


مهندس سید رحمت الله انصاری


http://ansari110.com

                                

دانلود نرم افزار های گوشی اندروید ندای سلامت با طبیعت

مفردات گیاهی

مفردات گیاهی  - [408] -[ 1388/11/01]
آویشن [THYMUS SERPYLLUM]:آویشن گیاهی است پایا از تیره نعناع به اشکال و انواع مختلف، بعضی با ساقه مدور و گاهی با ساقه چهار گوش که بنام آویشن پهن و باریک و یا آویشن شیرازی معروف است. قسمت مورد استفاده این گیاه سر شاخه های گلدار آن است.................

اثر شفا بخش آویشن:

 
خوردن آویشن برای تقویت بدن و معده، تقویت بینائی، ضد نفخ، ضد تشنج، ضد سرفه، ضد صرع، رفع تشویش و دلهره، زکام مغزی، درمان سرفه، تنگی نفس، ذات الریه، سیاه سرفه، اخلاط خونی، بیماریهای کلیه و مثانه، معالجه کرمک و انگلهای دیگر، معالجه درد مفاصل، نقرس، سیاتیک، خونریزیهای رحمی، ترشحات زنانگی، ضعف زیاد و ناتوانی مفید است. برای جلوگیری از ریزش موی سر نیز مفید است.
 
استعمال خارجی:
 
مقدار 60 گرم آویشن را در ظرفی ریخته یک لیتر آب اضافه کنید 2 دقیقه بجوشانید 10 دقیقه دم بکشد سپس صاف کنید در جای خنک نگهداری کنید هفته ای 3 بار بر سر ریخته به آرامی ماساژ دهید.
 
دستور مصرف:
 
به مقدار یک قاشق غذا خوری از برگ آویشن را در یک لیوان آب جوش بریزید و در ظرف محتوی آنرا بگذارید تا 10 دقیقه دم بکشد بعد آنرا صاف کنید با عسل شیرین سازید بعد از غذا یک فنجان میل نمائید.
 
اتر شفا بخش تیمول یا جوهر آویشن:
 
جوهر آویشن که در ترکیب اسانس آویشن وجود دارد. با بوی مطبوع و طعم سوزاننده از راه مخاط معده جذب می شود و از راه ادرار دفع می گردد و رنگ ادرار را سبز تیره یا سیاه می کند. اسانس آویشن خاصیت ضد میکروب، ضد قارچ، ضد انگل های روده انسان از نوع کرمک و بویژه انگل خونخواری بنام آنکیلوستوم اثر قاطع دارد. برای این منظور روز اول یک مسهل به بیمار داده و شب پس از یک شام ساده 4 گرم پودر آویشن را در یک استکان آبگرم بهم بزنید میل نمائید. بعد از مصرف 7 شب مجدداً یک مسهل صبح ناشتا میل کنید.
تذکر مهم:
اگر چه مصرف آویشن بسیاری از بیماریها را درمان می کند ولی بعلت اثر سمی تیمول از حد معمول و بی رویه مصرف شود عوارض زیر را در بر خواهد داشت:
1_ جوهر آویشن بعلت اینکه تمام بافتهای بدن را تحریک می کند ممکن است باعث اسهال و استفراغ شود.
2_ زیاده روی در مصرف آویشن، کلیه را تحریک نموده موجب بروز آلبومین در ادرار، تضعیف عضله قلب، ایجاد سرگیجه و بروز صداهایی در گوش می شود.
 
آذاراقی:
 
ریشه ایست گرد و پهن و بسیار تلخ. پس از اینکه چندی در آب خیس خورد باید با سوهان ریز ریز کرد تا قابل استفاده شود. برگ آن از برگ بنفشه کوچکتر و گلش خیلی قرمز و خالهای سفیدی برروی آن نمودار است.
 
 
اثر شفا بخش آذاراقی:
 
جهت فلج عضلات و درد کمر، ضماد آن برای سودا، لکه های سفید و قهوه ای، درد عصب سیاتیک و درد مفاصل مفید است. از این گیاه بصورت
داروهای ترکیبی استفاده می شود زیرا خوردن یک مثقال از آذاراقی کشنده است.
 
آنغوزه [FERULA ASSA _ FOETIDA]
 
آنغوزه در حقیقت شیرابه اشکی و یا توده ای شکل زرد تا قرمز مایل به قهوه ای از درخت آنغوزه است.
 
اثر شفا بخش آنغوزه:
 
برای درمان تشنج، بیماریهای عصبی، انقباض (اسپاسم) حنجره، آسم، یبوست افراد مسن بکار می رود. بعلت بوی ناپسند که دارد به صورت حب به اندازه نخود ساخته صبح و ظهر و شب هر دفعه 1 یا 2 عدد به بیمار تجویز می نمایند.
 
اسطوخودوس (ترم) LAVANDULA STOECHAS
 
اسطوخودوس نام یک گیاه بوته مانندیست، استفاده این گیاه در پزشکی ساقه چهار گوش برگدار و گلدار آنست که طعم تلخ و تیز دارد.
اثر شفا بخش اسطوخودوس:
 
خوردن اسطوخودوس در معالجه امراض عصبی، غم و اندوه، خستگی های روحی، سردرد، ضربه های مغزی، رعشه، فلج و غش، درمان امراض طحال، درد مفاصل، نقرس، بیماریهای کلیه، کبد، نفخ روده، امراض مقعد، ضعف و درد اعصاب و عضلات، سرفه و سیاه سرفه و آسم، ترشحات زکامی، ترشحات سفید بانوان و تقویت رحم، اشتهاآور، صفرابر، ضعف عمومی، اغما، صرع، میگرن، طپش قلب، خواب آور، تقویت ذهن، مالیخولیا، جنون، فراموشی، و سواس، تشنج مفید می باشد.
دستور مصرف:
یک قاشق غذا خوری از گل اسطوخودوس را در یک لیوان آب جوش بریزید و در ظرف محتوی آنرا بگذارید تا 10 دقیقه دم بکشد بعد آن را صاف کنید با عسل شیرین سازید بعد از غذا یک فنجان میل نمائید.
 
دستور استعمال خارجی مخصوص بانوان:
10
 گرم گل اسطوخودوس را در یک لیتر آب بجوشانید. سپس صاف کنید وارد رحم کنید یا روزی 2 بار خود را با آن شستشو دهید.
 
افسنتین: [Artemisia ABSINTHIUM]
 
افسنتین گیاهی است چند ساله از تیره کاسنی که به صورت خودرو به شکل بوته های پرپشت میروید. قسمت مورد استفاده افسنتین از نظر درمانی برگ و سرشاخه گلدار گیاه است که دارای بویی قوی و طعم بسیار تلخ می باشد. گل این گیاه شبیه گل بابونه است.
 
اثر شفا بخش افسنتین:
 
تقویت دستگاه گوارش، تقویت قلب، محرک اشتها، ملین، تب بر، ترشح ادرار را می افزاید، سرعت جریان خون را زیاد می کند، کرمهای دستگاه گوارش از نوع آسکاریس و کرمک را دفع می کند، معالج کم خونی و لاغری می باشد.
تذکر مهم:
افسنتین دارای اسانسی است که خاصیت سمی دارد، لذا توصیه می شود از مصرف بی رویه و زیاد آن خودداری شود و در صورت بروز علائمی از قبیل تشنج و حالات عصبی که دلیل بر ناسازگاریست فوراً قطع نمایید.
زنان باردار، در دوران حاملگی از مصرف افسنتین بهر نحوی خودداری نمایند.
 
دستور مصرف:
یک قاشق غذا خوری از گیاه را در یک لیوان آب جوش ریخته 10 دقیقه دم بکشد میل نمائید.
 
اکلیل کوهی: [ROSMARINUS OFFICINALIS]
 
ساقه های آن همیشه سبز است بلندی آن به یک متر و گاهی به یک متر و نیم می رسد، برگهای آن بیضی شکل و انبوه است گلهای اکلیل کوهی در ماه خرداد پیدا می شود و تا ماه مرداد دوام می آورد.
 
اثر شفا بخش اکلیل کوهی:
 
خوردن جوشانده اکلیل برای درمان بیخوابی، میگرن، طپش قلب، ضعف عمومی بدن، تنگی نفس، معالج صد در صد روماتیسم می باشد.
 
دستور مصرف:
 
یک قاشق غذا خوری از گیاه را در یک لیوان آب جوش ریخته 10 دقیقه دم بکشد میل نمائید.
 
اسفرزه: [PLANTAGO PSYLIUM]
 
اسفرزه دانه ایست قهوه ای رنگ مربوط به یک گیاه علفی که در نواحی شمال ایران در ماسه زارهای ساحل دریا می روید.
 
اثر شفا بخش اسفرزه:
 
جهت درمان بیماریهای کلیه، مثانه، یبوست، ذات الجنب، رفع خشونت سینه و حلق، درمان نارسائی های کبد، معالج زخم معده، پایین آورنده تب های
شدید، نفخ معده، اسهال، شستشوی آن تورم چشم، دمل یا کورک مفید است.
دستور مصرف:
یک قاشق غذا خوری از دارو را در یک لیوان آب ریخته شب تا صبح خیس بخورد، صبح ناشتا میل نمائید.
 
اسپند یا اسفند: [PEGANUM HARMALA]
 
گیاهی است به ارتفاع 30 تا 40 سانتیمتر، پربرگ، با گلهای درشت برنگ سفید مایل به سبز.
اثر شفا بخش اسپند:
دود اسپند برای جنون، دندان درد، تصفیه خون، ضد حساسیت و ضد عفونی کننده می باشد. روغن اسپند برای سنگینی و وزوز گوش مفید است.
ابهل: [JUNIPERUS SABINA]
 
میوه سرو کوهی است، تازه آن سرخ رنگ و سیاه و کمی شیرین است. برگ او شبیه برگ درخت گز است.
 
اثر شفا بخش ابهل:
 
محلل، مدر حیض، سقط جنین، ضد عفونی کننده زخمهای کهنه ترشح دار، سائیده آن با عسل جهت آسم مؤثر است. ضماد برگ آن درمان غرور، سوزش پوست و خارش و پخته برگ آن در سرکه جهت درمان مو خوره مؤثر است. مصرف دارو برای افرادیکه ناراحتی معده دارند مضر می باشد.
 
اترج:
 
اترج یا بالنگ یا ترنج از تیره مرکبات است.
 
اثر شفا بخش اترج:
 
ضد سم، مقوی قلب، قاطع صفرا، اشتها آور، صاف کننده خون، مقوی معده و کبد، ضد اسهال قوی.
طبق دستور جوشانده میل کنید.
 
اذخر: [ANDROPOGON NARDUS]
 
اذخر یا کاه مکه برنگ مایل بسرخی و زردی با طعمی تند می باشد، شکوفه آن بسیار انبوه و شفید و با عطر تند و گزنده ای آراسته شده است.
 
اثر شفا بخش اذخر:
 
ادرار آور، زیاد کننده خون قاعدگی، مسکن دردهای شدید داخلی مثل قولنج و کلیت، ورم معده مؤثر است. طبق دستور جوشانده میل کنید.
 
اوشق: [DOREMA AMMONIA CUM]
 
صمغی است مایل به زردی از نباتی گرفته می شود که درخت کوچک و دارای ساقه باریک است مایل به سفیدی گلش مایل به سرخی و در سرد سیر بیشتر می روید.
اثر شفا بخش اوشق:
 
مسهل بلغم و زرد آب است، مدر فضولات بدن حتی خون، ضد انگل، نارسایی طحال، درد مفاصل، درد پهلو و سوزش ادرار درد کمر و درد عصب
سیاتیک مؤثر است.
طرز مصرف:
 
 یک مثقال در یک استکان روزانه میل شود.
 
افتیمون: [CUSCUTA EPITHYMUN]
 
افتیمون را دواء الجنون می نامند نباتی است بسیار سرخ دارای برگهای بسیار ریز و گلش سرخ تیره و تخمش از خردل ریزتر و سرخ مایل به زردی است.
 
اثر شفا بخش افتیمون:
 
مسهل سودا و بلغم، برای بیماران روانی مفید است، خفقان، گرفتگی حواس، و مالیخولیا و تشنج عصبی خوب است. در مبتلایان به لرزش عصبی در اثر مشروبات الکلی مفید است.
 
دستور مصرف:
یک قاشق غذا خوری در یک لیوان آب جوش 10 دقیقه دم بکشد سپس صاف کنید میل نمائید.
 
انجمدان: [LEVISTICUM OFFICINALE]
 
ساقه آن ستبر و تو خالی و گاهی به اندازه قد انسان و برگش شبیه به برگ کلم و گلش چتری مثل شبت و ثمرش بعد از رسیدن سفید و مدور و پهن و بسیار خوشبو است.
 
اثر شفا بخش انجمدان:
 
مدر بول و حیض، محرک نیروی جنسی، قاطع بلغم، بادشکن، سوزش ادرار، هضم غذا، درد سینه، درد کمر و مفاصل.
دستور مصرف:
یک قاشق چای خوری پودر انجدان را در یک استکان آب حل کنید میل نمائید.
 
انیسون [PIMPINELLA ANNISUM]
گیاهی است خوشبو غیر از رازیانه که به فارسی بادیان گویند.
 
 
اثر شفا بخش انیسون:
معالج بیماریهای معده، روده، بادشکن، زیاد کننده نیروی جنسی، اسهال، کلیت یا ورم روده، سردرد، بازکننده برونش، سینه درد، ترشحات زنانگی.
دستور مصرف:
یک قاشق مربا خوری پودر انیسون را در یک استکان آبگرم حل کرده میل نمائید.
 
انزروت:[ASTRAGALUS SARCOCOLLA]
صمغ درخت خارداری است که به اندازه دو متر طول پیدا می کند برگ آن شبیه به برگ مورد و درخت کندر است.
 
اثر شفا بخش انزروت:
بهترین مسهل بلغم و صفرا است، کشنده کرم روده است، برای درد مفاصل و درد کمر مؤثر است. این گیاه بیشتر مصرف خارجی دارد.
 
ایرسا (زنبق) [IRIS FLORENTINA]
منظور از ایرسا سوسن است. گیاهی است دارای ساقه های متعدد و گل آن به رنگهای گوناگون است، سفید و زرد و آسمانی و بنفش و از این رو آن را رنگین کمان می گویند.
 
اثر شفا بخش ایرسا:
مسهل صفرا و بلغم، سینه درد و تنگی نفس، سردی بدن، ترشحات رحمی، غرغره جوشانده ایرسا با عسل برای ورم حنجره مفید است.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل نمائید.
 
انجبار: [POLYGONUM BISTORTA]
انجبار گیاهی است که به گیاهان اطراف خود می چسبد، دارای گلی سرخ و بعد از ریختن گلها کاسبرگها به هم می چسبند.
 
اثر شفا بخش انجبار:
ضد اسهال خونی و مزمن، مسکن قی، مقوی دستگاه گوارش، مسکن دردهای کیسه صفرا.
دستور مصرف: طبق دستور جوشانده میل شود.
 
بابونه شیرازی: [MATRICARIA CAMOMILLA]
گیاهی است که گلهایش به رنگهای زرد، سفید، ارغوانی یافت می شود. بابونه اکثراً در زمینهای خشن و نزدیک به کنارهای زمین می روید.
 
اثر شفا بخش بابونه:
جهت درمان دل درد، نفخ شکم، درد عادت ماهانه، سردردهای عصبی، میگرن.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل شود.
 
بادر نجبویه (ملیس یا فرنجمشک) MELISSA
ملیس، بادر نجبویه یا فرنجمشک یک گیاه پایائی است به ارتفاع 30 تا 80 سانتیمتر با برگهایی شبیه قلب و دندانه دار.
 
اثر شفا بخش بادر نجبویه:
مقوی مغز، قلب، معده، جگر و حواس پنجگانه می باشد. معالج خستگیهای روحی، بی حوصلگی، عصبانیت، طپش قلب، سرگیجه، سردردهای با منشأ عصبی، تقویت حافظه، وزوز گوش.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل شود.
بو مادران: [ACHILLEA MILLEFOLIUM]
بو مادران گیاهی است با شاخه های باریک و برگش ریز و گلش مثل شبت چتردار و زرد و سفید و مایل به کبود می باشد.
اثر شفا بخش بو مادران:
درمان ضعف قلب، ورم عضله قلب، احساس گرفتگی و درد در ناحیه قلب، سکته قلبی، خواب رفتن دستها، درمان ورم معده و روده، درمان سوء هاضمه، نف روده، بواسیر، اختلات قاعدگی، وجود خون در ادرار، اختلات بینائی، قولنج کبد.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل شود.
بارهنگ: [PLANTAGO MAJOR]
بارهنگ گیاهی است حداکثر به ارتفاع نیم متر، ریشه و دانه آن مصارف پزشکی دارد.
 
اثر شفا بخش بارهنگ:
در معالج آسم، برونشیت، مزمن، خونریزی ریه، زردی ورم مخاط دهان، بیماریهای کلیه، یبوست کودکان، امراض پوستی و التهاب و تورم پوست، تسکین سوختیگها، ضد سرفه و خشونت مفید است.
دستور مصرف:
 یک قاشق مربا خوری در یک استکان آب جوش ریخته 10 دقیقه بعد با قند میل کنید.
 
بوزیدان: [ORCHIS MORIO]
ریشه ایست سفید. درازتر از یک انگشت.
 
اثر شفا بخش بوزیدان:
محرک نیروی جنسی، مسهل زرد آب پاک کننده معده، مقوی اعصاب، دفع اخلاط بیماریزا، درد مفاصل و ضد نقرس، ضد اسیداوریک.
دستور مصرف:
این دارو را با نسخه های مفصلی مخلوط نمائید خیلی مؤثر است.
 
بنفشه سه رنگ [THREE COLOURED VIOLET]
گیاهی یکساله با گلهای کوچک برنگ زرد روشن با لکه های بنفش است.
 
 
 
اثر شفا بخش بنفشه:
معرق، خلط آور، مدر، ملین، مقوی و تصفیه کننده خون، رفع جوش صورت و بیماریهای جلدی، خارش و اگزما مفید است. گل بنفشه معطر در معالجه گریپ، گلودرد، خشونت سینه و حلق، تنگی نفس، برونشیت حاد، سیاه سرفه، ذات الریه، ذات الجنب، سرخک و مخملک، برفک دهان، رفع عطش، رفع یبوست، رفع بیخوابی و رفع صفرا می باشد.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل شود.
 
به لیمو یا و رون LEMON VERR BENA
به لیمو درختچه ایست به ارتفاع حدود 2 متر که برگ این گیاه با عطر مطبوع و طعم تند و کمی تلخ می باشد. گلهای کوچک به لیمو از خارج برنگ سفید از داخل برنگ آبی مایل به بنفش دارد.
اثر شفا بخش به لیمو:
تقویت معده، درمان سوء هاضمه، درد معده و نفخ روده، خستگیهای روحی، عصبانیت، اضطراب، تجسم ارواح، دلهره، طپش قلب، سردرد و درد سر میگرنی، تقویت حافظه، صدای مبهم در گوش، دردهای عصبی صورت.
 
دستور مصرف:
 طبق دستور جوشانده میل شود.
 
بید [SALIX ALBA]
بید درختی است که ارتفاع آن بین 5 تا 15 متر تغییر می کند.
 
اثر شفا بخش بید:
تب بر، ضد تشنج، خواب آور، آرام بخش، دفع کرم، تسکین دردهای تناسلی، درد سر، لطافت مو و درمان شوره سر.
دستور مصرف:
 طبق دستور جوشانده میل شود.
 
بلوط [QUERCUS]
بلوط دارای میوه ای درشت و روغن دار بوده، بسیار مغذی است. قسمت مورد استفاده بلوط پوست، برگ، ریشه و مغز آن است. قسمتهای مختلف گیاه دارای مقدار زیادی جوهر مازوست که بنام جفت معروف است.
 
اثر شفا بخش بلوط:
تب بر، ضد اسهال، شب ادراری، چاق کننده، تقویت نیروی جنسی، زرد زخم، اگزما، ترک دست و پا، معالج ترشحات سفید خانمها، بند آوردن خونریزی بینی.
دستور مصرف:
مقداری از دارو را می توان با کمی عسل و شیر میل نمود.
 
برگ بو [LARUS NOBILIS]
درختی است به ارتفاع 2 تا 6 متر و گاهی به 10 متر می رسد. گلهای درخت بو زرد رنگ مایل به سبز است و به صورت خوشه در می آید.
 
اثر شفا بخش برگ بو:
معالج آنژین، بی اشتهایی، برونشیت، درد معده، گریپ، درد اعصاب، تنظیم رگل بانوان، زایمان بدون درد، دردهای روماتیسم.
 
به CYDONIA UNLGARIS
به میوه ایست که گوشت آن دارای قند، تانن، اسید مالیک، و مقدار زیادی پکتین است زیرا نباید با لعابی که در دانه به وجود دارد اشتباه کرد.
 
اثر شفا بخش به:
ضد سرفه، خشونت گلو، اسهال، ورم روده بزرگ، ورم معده، ترک پوست و سوختگی.
دستور مصرف:
یک قاشق مربا خوری از دانه به را در یک استکان آب جوش ریخته 10 دقیقه بعد میل نمائید.
 
بیدمشک [SALIX AEGYPTICA]
تنه درخت بیدمشک لیز و براق است و ارتفاع آن از 10 تا 15 متر هم می رسد. برگهای بیدمشک سه گوشه ای و کم عرض ولی دراز است و سطح روئی آن براق ولی زیر آن کمی کرک دارد.
 
اثر شفا بخش بیدمشک:
تقویت قلب، آرام بخش، دردهای عصبی، روماتیسم، تنظیم عادت ماهانه، تب بر، جرب و گال، سنگ کیسه صفرا، بی اشتهایی.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل نمائید.
 
بهمن سرخ و سفید:
اسم ریشه ایست، دو نوع بهمن وجود دارد، بهمن سرخ و بهمن سفید.
 
اثر شفا بخش بهمن:
مقوی باه، قلب، حل کننده بلغم، ضد حالت خفقان، ضد سنگ کلیه، ضد یرقان، چاق کننده.
دستور مصرف:
با داروهای دیگر ترکیب می شود.
 
برنگ کابلی [EMBELI ARIBES]
دانه ایست مدور و سیاه و از فلفل ریزتر و مغزش سفید است.
 
اثر شفا بخش برنگ کابلی:
محلل بلغم، دافع کرم روده، مسهل سودا.
دستور مصرف:
یک قاشق چایخوری برنگ کابلی را همراه یک قاشق مربا خوری پودر کتیرا در یک استکان بزرگ شیر ولرم حل کنید با عسل شیرین کنید. صبح ناشتا میل نمائید.
 
 
بسفایج:[POLYPODIUM VULGARA]
ریشه ایست مایل به سیاهی و باریک و گره دار و از هر گره ای ریشه ای خارج شده است.
 
اثر شفا بخش بسفایج:
مسهل سودا و بلغم، مفرع اعصاب، تورم مفاصل، زخم وسط پا، ضد سرفه، تنگی نفس.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل کنید.
 
بولاغ اوتی (علف چشمه): [NASTURTIUM OFFICINALE]
این گیاه در چشمه سارهای کوچک و نواحی مردابها زیاد دیده می شود که از آن به صورت سبزی خوردن نیز استفاده می شود.
 
اثر شفا بخش بولاغ اوتی:
درمان قند، ناراحتی پوستی اگزما، خارش، دردهای قاعدگی، ریزش مو، دردهای مفصلی مزمن، بیماریهای کلیه و کبد، تصفیه کننده خون، تقویت معده، اشتها آور، مدر، آرام کننده دردهای عصبی.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل شود.
 
پر سیاوش: [VENUSS HAIN]
پر سیاوش گیاهی است پایا و زیبا که در نقاط مرطوب، دیواره چاهها و اماکن سایه دار میروید، بویی ضعیف و طعمی گس و ناپسند دارد.
 
اثر شفا بخش پر سیاوشان:
معالج بیماریهای ریه، تنگی نفس، خلط آور، نرم کننده و معرق، درد طحال، پسوریازیس، محکم کردن ریشه مو.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل شود.
 
پیاز عنصل: [URGINEA MARITIMA]
پیاز عنصل برگش شبیه به برگ نرگس است در هوای سرد سبز می شود.
 
اثر شفابخش پیاز عنصل:
مدر بول و حیض، پاک کننده اخلاط فاسد و جاذب خون به سطح بدن، ضد تنگی نفس و سرفه و آسم، ضد درد مفصلی، درد شقیقه، دردسر شدید و ضد میگرن، سنگ مثانه، ضد موخوره صورت.
 
پونه:[MENTA PULEGIUM]
این سبزی معطر در کوه و بیابان سبز و در جاهای خشک و ریگزار و یا زمینهای شنی میروید. ساقه پونه کوهی برنگ سبزند و یا قرمز مایل به رنگ قهوه ایست که از ده تا 25 سانتیمتر ارتفاع دارد و پوشیده از کرک نرم است.
 
اثر شفابخش پونه:
اختلالات دستگاه گوارش، ضد سرفه، دردهای گلو، ضد اسهال، بی اشتهایی، واریس، ضد ا نگل.
دستور مصرف:
 طبق دستور جوشانیده میل شود.
 
تاجریزی:[SOLANUM DULCUMARA]
تاجریزی یک گیاه علفی یکساله است با برگهای برنگ سبز و بعضی سیاه و پهن تر از ریحان است.
اثر شفابخش تاجریزی:
آرام بخش، خواب آور، ورم معده و روده، ورم مقعد، سردرد.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل کنید.
 
ترنجبین:[ALHAGI CAMELORUM]
ترنجبین یک ماده قندی طبیعی است که از ساقه خارشتر بدست می آید.
اثر شفابخش ترنجبین:
لینت مزاج، صفرا، رفع سرفه و استفراغ، حرارت درونی، خارش بدن، ناراحتیهای ادراری، تب بر،
دستور مصرف:
برای کودکان برحسب سن یک قاشق مربا خوری تا غذا خوری از دارو را در یک استکان آب جوش ریخته بهم بزنید میل نمائید. برای بزرگسالان 7 الی 10 مثقال را در یک لیوان آب جوش ریخته میل کنید.
 
تمبر هندی: [TAMARINDUS INDICA]
تمبر هندی میوه درختی است با گلهای نسبتاً بزرگ برنگ زرد مایل به سبز یا مایل به سفید و به صورت خوشه آویزان است.
اثر شفابخش تمبر هندی
ملین، مسهل، رفع عطش، تب بر، تسکین حرارت، رفع خارش.
 
تیول یا زیرفون:
درخت تیول دارای برگهای بزرگ بشکل قلب دور آن بشکل اره است برنگ سبز می باشد.
 
اثر شفابخش تیول:
درمان تشنج، ناراحتی های عصبی، سردرد، سرگیجه، بیخوابی، انعقاد خون، میگرن، ازدیاد فشار خون را کم می کند.
درد معده، تهوع، روماتیسم، لطافت پوست صورت.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانیده میل شود.
 
ترید:[IPOMOEA TURPETHUM]
ریشه ایست به ظاهر سیاه، بهترین آن سفید، دارای صمغ و سبک است.
 
 
اثر شفابخش تربد:
مسهل بلغم، پاک کننده معده، پاک کننده رحم، درد عصب سیاتیک و فلج اعصاب، با هلیله کابلی جهت مالیخولیا و جنون و صرح.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل شود.
 
ثعلب [ORCHIS MORIO]
این گیاه مانند پیاز دارای غده زیرزمینی است.
 
اثر شفابخش ثعلب:
ازدیاد نطفه، ضد رعشه و تشنج، سرماخوردگی، ضد سرفه و خشونت سینه، اخلاط خونی، ورم کلیه، تورم روده، ناتوانی جنسی و از دیاد منی.
دستور مصرف:
یک قاشق چای خوری در یک استکان آب ریخته بهم بزنید میل نمائید.
 
جاوشیر
صمغی است بدبو که از گیاهان چتری محسوب می شود. دارای برگهای ریز و سیاه و شاخه های پر برگ مثل شوید، گلش، خوش بو و تخمش سیاه
است.
اثر شفابخش جاوشیر:
 
مقوی اعصاب، ضد درد مفاصل و ضد ضربه های بوجود آمده، ضد رعشه ایکه بعد از جماع حاصل می شود، ضد کمر درد.
دستور مصرف:
می توان این دارو را با شیر حرارت داد بر محل ناراحتی گذاشت و همچنین با داروهای دیگر ترکیب نمود به صورت معجون میل کرد.
 
جند بیدستر:
بیضه سگ آبی است که پس از بدست آوردن آنرا دودی می کنند.
 
اثر شفابخش جند
ورمهای کهنه مفاصل، ضد تشنج، ناتوانی جنسی، ضد فلج، ضد فراموشی، ضد کلیت، ضد اسهال و پیچش روده ها.
دستور مصرف:
 این دارو را با داروهای دیگر مخلوط کرده تا به صورت معجون در آید سپس قابل استفاده است.
 
 جوز:[STRYCHNUS NUX VOMICA]
جوز را به فارسی گردکان یا گردو نامند.
اثر شفابخش جوز:
محلل، محرک نیروی جنسی، ملین.
 
جوز بوا:
میوه درختی است که از هندوستان بدست می آید به اندازه گرد و کوچک است.
 
اثر شفابخش جوزبوا
قابض، مفوی معده، هضم غذا ضد کلیت روده، دردهای مفصلی، تقویت قوای جنسی.
 
حنا:[GENNA, CAMPHIRE]
حنا درختچه ایست غالباً خاردار به طول 6 تا 7 متر از برگ درخت حنا در پزشکی استعمال می شود.
 
اثر شفابخش حنا:
برای تقویت موی سر، برای ضخیم کردن پوستهای کف دست و پا و رفع زخمهای لای انگشتان و زیر پستان بانوان، ضد اگزما و خارش پوست، جلوگیری از عرق زیاد.
دستور مصرف:
مقداری حنا را در ظرفی ریخته کمی آب اضافه نمائید تا خمیر چسبنده ای ایجاد شود سپس استفاده نمائید.
 
حنظل (هندوانه ابوجهل): [CITRULLUS COLOCYNTHIS]
میوه گیاهی است شبیه به هندوانه کوچک نارس، بوته آن شبیه به بوته هندوانه و بسیار تلخ است. شحم و یا گوشت آن قابل استفاده است.
اثر شفابخش حنظل:
مسهل سودا و بلغم، ضد انسداد عروقف اخلاط فاسد را از بافت های بدن خارج می کند. ضد فلج و مقوی اعصاب و ضد تحریکات عصبی، معالج دیابت، ضد تنگی نفس و کمردرد و سرفه های کهنه، جهت درد عصب سیاتیک.
دستور مصرف:
 تخم و پوست میوه را دور بریزید، شحم یا گوشت آن را با دستور گیاه فروش در مورد نارحتی استفاده نمائید.
 
خاکشیر: [SOFIA]
دانه گیاهی است به ارتفاع 20 سانتیمتر تا یک متر با گلهائی برنگ زرد روشن، دانه خاکشیر معمولاً رنگی زرد مایل به سرخ دارد.
 
اثر شفابخش خاکشیر:
رفع گرمازدگی و عطش تب برف رفع اخلاط خونی، رفع ترشحات زنانگی، مقوی معده، اشتهاآور، ملین، نیکو کننده رخسار، ضد اسهال کودکان.
دستور مصرف:
 20 گرم دانه خاکشیر را در یک لیوان آب ابتدا شسته سپس صبح ناشتا یا ساعت 10 میل نمائید.
 
خردل: [MUSTARD]
دانه یک گیاه علفی است وزن دانه تقریباً 6 میلی گرم و طولش 5/1 تا 2 میلی متر می باشد.
اثر شفابخش خردل:
 
دانه خردل را برای تهیه چاشنی غذا بکار می برند خردل را در یک قابلمه آب داغ ریخته بهم بزنید سپس اعضاء بدن که دچار روماتیسم هستند با این دارو محل ناراحتی را مالش دهند، تسکین دردهای عصبی سیاتیک، نقرس، روماتیسم اندامهای فلج، سرگیجه.
 
گل ختمی: [NARSHI MALLOW]
ختمی گیاهی است علفی، با ساقه ای به ارتفاع 5/0 تا 5/1 متر می باشد. گلهای آن درشت برنگ سفید، کلی، یا مایل به ارغوانی می باشد.
اثر شفابخش ختمی:
گلودرد، درد معده، ورم روده، خلط سینه، سرفه، رفع ورم ملتحمه چشم بیماری پوستی، التهاب سینه، آنژین، دل پیچه، اسهال، یبوست، ترشح زیاد صفرا.
دستور مصرف:
یک قاشق غذا خوری از دارو را در یک لیوان آب جوش ریخته 10 دقیقه دم بکشد میل نمائید.
 
خشخاش: [OPIUM POPPY]
کوکناریا خشخاش میوه گیاهی است با گل سفیدرنگ و میوه اش مدور، کپسول دار می باشد. کپسول خشخاش را کوکنار می نامند. و از خشخاش سفید معمولی برای تهیه و استخراج تریاک استفاده می شود.
 
اثر شفا بخش خشخاش
برونشیت، قلنج، دوای بیخوابی، تسکین درد، اعصاب.
دستور مصرف:
10 گرم پوست رسیده و خشک خشخاش را در یک لیوان آب جوش ده دقیقه دم بکشد میل کنید.
 
خارخسک: [GUGLANS REGIA]
خارخسک گیاهی است دارای شاخه های منبسط بر روی زمین و برگش شبیه به برگ زیتون و شاخه های او خاردار و تخم او سه پهلو و از نخود کوچکتر برنگ سفید بنام کافشته معروف است.
 
اثر شفابخش خارخسک:
مدر، مسکن دردهای کلیه و مثانه، زیاد کننده منی، ضد سنگ کلیه، ملین، دردهای قولنج، محرک باه، برای نیکو کردن رنگ رخسار، ورم کلیه.
دستور مصرف:
طبق دستور جوشانده میل کنید.
 
خرفه:[PORTULACA OLERACEA]
گیاهی است دارای دانه های ریز و سیاه.
اثر شفا بخش خرفه:
ضد صفرا، ضد خونریزی سینه، ضد سنگ مثانه، مسکن تشنگی، رفع خونریزی لثه.
دستور مصرف:
یک قاشق چایخوری در یک فنجان آب شربت کنید میل نمائید.
 
خولنجان: [ALPINIA OFFICINARUM]
ریشه ایست سرخ تیره پر گره و با طعم تند و لذیذ.
اثر شفا بخش خولنجان:
درد کمر، ضد قولنج و آروغ ترش محرک باه، هضم غذا.
دستور مصرف:
این دارو را به صورت معجون با داروهای دیگر ترکیب کرده میل شود.
 
دارچین: [CINNAMOMUM CORTEX]
پوست شاخه درخت هندیست شبیه به درخت انار و برگش مانند برگ درخت گردو می باشد. و رنگ آن مایل به قهوه ای خوشبو و با طعم شیرین مایل به تلخی است.
 
اثر شفا بخش دارچین:
محرک معده، سوزش و ناراحتیهای ادرار، ضد نفخ، مقوی بینایی، اضطراب، و سواس، جنون خوشبو کننده دهان، رفع جهش و پرش پلک، رعشه، درد دندان، قولنج رحم، تقویت باه.
دستور مصرف:
یک قاشق چایخویر پودر دارچین را در یک استکان آب حل کنید میل شود.
 
دم اسب: [HORSE TAIL]
گیاهی است دارای ساقه های بندبند با شاخه ها سوزنی برنگ سبز.
 
اثر شفا بخش دم اسب:
ضد خونریزی رحم، بینی، دندان، معده، روده، ریه و کلیه از هر نوع که باشد قطع می کند. معالج بیماریهای کلیوی از قبیل قولنج کلیه، سنگ کلیه، ورم مثانه، درد و سوزش مجرای ادرار، معالج آسم.
دستور مصرف:
20 گرم گیاه دم اسب را در 2 لیوان آب بجوشانید. صاف کنید میل نمائید.
 
درمنه: [ARTEMISIA SANTONICA]
 گیاهی است خوشبو و تلخ شبیه به افسنتین رومی.
اثر شفا بخش درمنه:
قاطع بلغم، دافع کرم روده، ضد نفخ، ضد پیچش روده، دل درد.
 
دستور مصرف:
یک قاشق غذا خوری از دارو را در یک لیوان آب دم کنید میل نمائید.
 
ذرت: [MAIS]
گیاهی است با دانه هایی برنگ سفید، زرد، قرمز یا قهوه ای.
اثر شفا بخش کاکل ذرت:
معالج آلبومین، کم خونی، سنگ کلیه، قولنج کلیه، درد مثانه، ورم سرمازدگی دست، اختلالات کبد، نقرس، ورم دست و پا، روماتیسم، زکام.
دستور مصرف:
15 گرم کاکل ذرت را در یک لیوان آب جوش ریخته 10 دقیقه دم بکشد میل نمائید.
 
رازیانه: [FENNEL]
رازیانه میوه یک گیاه علفی معطر شبیه شوید به ارتفاع 1 تا 2 متر می باشد.
اثر شفا بخش رازیانه:
بادشکن، اشتها آور، مقوی معده، آرام بخش اعصاب زیاد کننده خون قاعدگی، زیاد کننده شیر مادران، زیاد کننده ادرار و دفع سنگ کلیه، درد پهلو، قولنج، تخلیه رحم.
دستور مصرف:
یک قاشق مربا خوری پودر رازیانه را در یک فنجان آب جوش ریخته 10 دقیقه بعد که دم کشید میل نمائید.
 
ریحان: [OCIMUM BASILICUM]
گیاهی است با گلهایی برنگ سفید یا صورتی به شکل خوشه در انتهای ساقه ریحان ظاهر می شود و بعد از همین گلها تخم ریحان ظاهر می شود.
 اثر شفا بخش ریحان:
معالج سیاه سرفه، قولنج و اسهال، اختلالات هاضمه، ضد نفخ و ترشی، گریب، گلودرد و آنژین و میگرن و سر درد.
گیاهی است با ساقه کلفت برنگ سبز مایل به زرد رنگ به ارتفاع یک متر و نیم و گاهی به دو متر می رسد.
ریشه ریوند چینی کلفت و قطور و اسفنجی شکل است رنگ ریشه ریوند چینی زرد قهوه ای یا نانرجی است دارای طعم تلخ و بوی مشخصی است.
اثر شفا بخش ریوند چینی:
درمان یبوست، بی اشتهایی، اسهال، دردهای معده، بحران کبدی، ترشحات سفید بانوان، قولنج.
دستور مصرف:
یک قاشق چایخوری پودر ریوند را در 2 لیوان آب جوش ریخته 20 دقیقه دم بکشد به مقدار یک فنجان در روز میل نمائید.
 
زعفران:[SAFFRON]
گیاهی است به ارتفاع 10 تا 30 سانتیمتر پوشیده از غشاهای نازک و قهوه ای رنگ، زعفران برنگ قرمز، نارنجی تیره با عطر قوی، طعم تلخ و کمی تند می باشد.
اثر شفا بخش زعفران:
محرک اشتها، هضم غذا، نشاط آور، مسکن سرفه و برونشیت، تسکین درد دندان، رفع حالات تشنجی و بیخوابی، دفع سنگ کلیه، سنگ کیسه صفرا، رفع انسداد کبد و طحال، ضد اسهال، تقویت باه.
 
دستور مصرف:
این دارو را با داروهای دیگر مخلوط نمائید. سپس استفاده کنید.
 
زنجبیل: [CINGER]
زنجبیل گیاهی است با ساقه های زیر زمینی برنگ خاکستری و سفید، زنجبیل دارای بوی قوی، معطر و مطبوع است. طبعش گرم، نافذ و سوزاننده می باشد.
 
اثر شفا بخش زنجبیل:
تقویت معده و کبد، هضم کننده غذا، بادشکن، محرک قوای جنسی، گرفتگی عضلات، سرمازدگی.
دستور مصرف:
یک قاشق چایخوری در یک فنجان آب جوش ریخته میل نمائید.
 
زنیان: [AMMI]
زنیان دانه یک گیاه علفی است که بشکل بیضی برنگ قهوه ای مایل به زرد می باشد.
اثر شفا بخش زنیان:
بادشکن، ضد تهوع، ضد سکسکه، مدر، معرق، قاعده آور، محرک میل جنسی، اشتها آورر، ضد سم، رفع اعتیاد به مواد مخدر، درمان لکهای پوستی، درمان لاغری، معالج آسم.
دستور مصرف:
یک گرم پودر زنیان را با کمی شکر یا عسل مخلوط کنید میل نمائید.
 
زیتون: [OLIVE]
زیتون میوه خوراکی درخت زیتون است، میوه آن به شکل بیضی، به اندازه یک انگور درشت و گوشتدار برنگ شبز می باشد.
 
اثر شفا بخش روغن زیتون:
ملین و صفرابر، رفع سنگهای صفراوی، رفع یبوست های مزمن، قولنج و ورم کلیه، انسداد روده، سوزش و درد سوختگی، درد کمر، درمان شوره سر.
 
اثر شفا بخش برگ زیتون:
کم کننده فشار خون، مدر _ مقوی، تب بر، رفع خونریزی مقعد، معالج نقرس.
دستور مصرف:
یک قاشق غذا خوری پودر برگ زیتون را در یک لیوان آب یک دقیقه بجوشانید 10 دقیقه دم بکشد میل نمائید.
 
زیره سبز: [CUMIN]
میوه گیاه علفی است برنگهای زرد تیره، خرمایی مایل به سبز و خاکستری.
اثر شفا بخش زیره:
زیاد کننده شیر مادر، قاعده آور، تقویت معده، هضم غذا، مدر.
دستور مصرف:
یک قاشق چایخوری پودر زیره سبز را در یک استکان آب جوش همراه کمی نبات بهم بزنید میل شود.
 
زیره سیاه: [CARAWAY]
زیره سیاه میوه یک گیاه دو ساله است، دانه زیره به شکل بیضی و به طول 4 تا 6 میلیمتر و به قطر یک میلیمتر، برنگ قهوه ای تیره یا روشن مایل به زرد و شفاف با بوی معطر و طعم تند می باشد.
 
اثر شفا بخش زیره سیاه
چاشنی غذا، ضد نفخ و آروغ، تقویت عمومی بدن، تقویت دستگاه هاضمه، ضد تشنج، زیاد کردن شیر مادر و مدر، ضعف اعصاب، درد عادت ماهانه، قاعده آور، سوزش ادرار، دفع سنگ مثانه.
دستور مصرف:
3 تا 4 گرم زیره را در یک لیتر آب جوش دم کنید بعد از غذا یک استکان میل نمائید.
 
زبان گنجشک: [FRAXINUS EXCELSIOR]
ثمره درختی است شبیه به زبان گنجشک که مغز آن را بعنوان دارو مصرف می نمائید.
اثر شفا بخش زبان گنجشک
مسکن دردهای پهلو و کمر و رحم و دردهای لگنی، ضد سنگهای ادراری، محرک نیروی جنسی، مؤثر برای لکنت زبان کودکان سرفه کهنه.
دستور مصرف:
به مقدار یک قاشق مربا خوری پودر زبان گنجشک را در یک فنجان آب داغ حل کنید میل نمائید. برای لکنت زبان طبق دستور زیر استفاده شود.
یک قاشق چایخوری پودر زبان گنجشک را با 5 عدد مویز و یک عدد تخم کبوتر بهمن بزنید عسل اضافه شود میل نمائید.
 
زرشک: [BERBERIS UNLGAIS]
زرشک گیاهی است دارای دانه های زرشکی و سیاه که نوع سیاه آن دارای دان می باشد و در طب سنتی استفاده می شود.
 
اثر شفا بخش زرشک
مقوی معده های ضعیف و کبد و قلب، قاطع صفرا و ضد تشنگی مسکن حرارت، ضد تهوع و استفراغ، تصفیه خون و فشار خون، خارش بدن، ضد کرم کبد.
دستور مصرف:
25 گرم از زرشک را در ظرفی ریخته یک لیوان آب جوش اضافه کنید شب تا صبح خیس بخورد میل نمائید.
 
زوفا: [HYSSOPUS OFFICINALIS]
 
گیاهی است با برگهای شبیه به مرز نجوش معطر.
اثر شفا بخش زوفا
مسهل خلط بلغم، بادشکن، ضد سرفه و آسم، دردهای قفسه صدری، معده، نیکو کننده رنگ رخسار، بیماریهای گلو و دهان، ضد کرم.
دستور مصرف:
15 گرم از زوفا را در ظرفی ریخته یک لیوان آب جوش اضافه کنید 15 دقیقه دم کنید میل شود.
 
سداب: [RUE]
گیاهی است از درخت انار کوچکتر دارای شاخ و برگ ریز و بدبو و گلش زرد است.
اثر شفا بخش سداب:
اشتها آور، مقوی معده، درمان قولنج روده، انسداد کبد و طحال، امراض مقعد و بواسیر، ضد خونریزی، ضد تشنج، آرام بخش، ضد صرع، قاعده آور، دفع سنگ کلیه و مثانه، درد مفاصل و سیاتیک، ضد درد میگرن، ضد انگل.
دستور مصرف:
2 تا 5 گرم سداب را در یک لیتر آب دم کرده روزانه یک استکان میل شود.
سنا: [SENA]
گیاهی است با برگهای مرکب از 5 تا 7 زوج برگچه باریک و نوک تیز.
گلهای آن زرد و میوه آن شبیه کلیه است.
اثر شفا بخش سنا:
ملین، مسهل، دافع، بلغم و سودا و صفرا، درد نیمه سر، درد پهلو، بواسیر، درمان خارشهای جلدی.
دستور مصرف:
2 قاشق غذا خوری در 5/1 لیوان آبجوش بمدت 20 دقیقه دم بکشد میل شود.
 
سنبل الطیب: [VALERIAN]
ریشه یک گیاه است بسیار خوشبو با رنگ قهوه ایی.
اثر شفا بخش سنبل الطیب
ضد تشنج، صرع، تحریکات عصبی، مالیخولیا، درمان تشویش، نگرانی، اضطراب، دلهره، ضعف اعصاب، درمان سکسکه های مداوم، درد معده با منشأ عصبی، دفع کرمهای روده، سرگیجه میگرن، ورم طحال، بواسیر.
دستور مصرف:
1 قاشق غذا خوری از پودر سنبل الطیب را در یک لیوان آب جوش ریخته 20 دقیقه دم بکشد میل نمائید.
 
سیاه دانه:[BLACK CUMIN]
دانه ایست سه گوش با مغز سفید و پوست سیاه دارای بوی مخصوصی شبیه به بوی زیره است.
اثر شفا بخش سیاه دانه:
ضد نفخ، ضد سموم، درمان استقراغ خونی، ورم طحال، درد سینه، عطسه، ضد کرم روده، دافع سنگ کلیه و مثانه، درمان بواسیر، قاعده آور.
دستور مصرف:
یک قاشق چایخوری پودر سیاه دانه را در یک استکان آب و لرم حل کنید کمی عسل اضافه نمائید میل شود.
 
سدر:[SEDAR]
گیاهی است شبیه سنجد و خوشبو و شیرین به رنگ زرد و سرخ می باشد.
اثر شفابخش سدر:
ضد اسهال، تقویت موی سر، ضد شوره، ضد خارش، ناراحتی پوست.
دستور مصرف:
مقداری از سدر را با آب خمیر کنید استفاده نمائید.
 
سپستان: [CORDGA MIXA]
گیاهی است مایل به سفیدی و برگش گرد و بزرگ و میوه اش در اول زرد بعد از خشک شدن سیاه می شود.
 
اثر شفابخش سه پستان:
ملین سینه و حلق، مسکن صفرا و عطش، ضد کرم روده، خشونت گلو و گرفتگی، ضد سوزش ادرار، ضد سرفه.
دستور مصرف، 20 عدد از سه پستان را در یک لیوان آب جوش 15 دقیقه دم بکشد میل نمائید.
 
سعد: [CYPERI BADI]
ریشه ایست بقدر زیتون، بزرگتر از آن، برنگ سیاه، درونش سفید و خوشبو می باشد.
اثر شفابخش سعد:
ضد نفخ، تقویت حافظه، ضد دردهای قولنجی، دردهای رحمی و سردرد، مدر ادرار، کم کننده قوه باه، قاعده آور، ضد سرگیجه.
دستور مصرف:
یک قاشق مرباخوری پودر سعد را در یک استکان آبگرم حل کنید با عسل میل شود.
 
سورنجان:[COLCHICUM AUTOMNALE]
ریشه ایست شبیه به سیر صحرایی پوست آن مایل به سرخی درون آن سفید و شیرین است.
اثر شفا بخش سورنجان
مسهل بلغم خصوصاً مفاصل، محرک قوه باه، درد مفاصل.
دستور مصرف:
پودر سورنجان را با آب سبزی تره خمیر کنید حب اندازه نخود ساخته قبل از غذا 2 نخود میل شود.
 
شاتره: [FUMARIA OFFICINALIS]
گیاهی است با برگهای متناوب و گلهای سفید و گاهی صورتی می باشد.
اثر شفا بخش شاتره:
تصفیه کننده خون، صفرابر، اشتها آور، ضد یرفان اختلالات قاعدگی، نارسائی کبد، بیماریهای پوستی از قبیل کهیر و اگزما، بیماریهای کلیه، تقویت بینایی، جوش و خارش.
دستور مصرف:
40 گرم از گیاه شاتره را در ظرفی ریخته 4 لیوان آب اضافه کنید 2 دقیقه بجوشانید قبل از غذا یک استکان میل نمائید.
شیرین بیان: [REG LISSE]
شیرین بیان نهال بزرگی دارد که بصورت درختچه در می آید با طعم اندکی تلخ و شیرین و با گلهایی به رنگ آبی متمایل به بنفش و به صورت خوشه ای است.
اثر شفا بخش شیرین بیان:
معالج قاطع زخم معده و اثنی عشر، مقوی اعصاب، ضد نفخ، ضد سرفه و تنگی نفس و ورم معده، خشونت سینه و حلق و تبهای کهنه.
دستور مصرف:
یک قاشق غذاخوری از پودر شیرین بیان را در یک لیوان آب 1 دقیقه بجوشانید سپس صاف کنید میل نمائید.
 
شکر تیغال: [ECHINOPOS PERSICUS]
غلاف پروانه ای است شبیه به مگس که در خار گیاه اترروت لعابی بدور خود می تند و در آن می میرد. شکر تیغال سفید و شیرین می باشد.
اثر شفا بخش شکر تیغال:
درمان خشونت سینه، ضد سرفه، صاف کننده صدا و خشکی گلو.
دستور مصرف:
 یک قاشق غذاخوری از شکر تیغال را در یک فنجان آب جوش ریخته 10 دقیقه دم بکشد میل نمائید.
 
شیر خشت [FRAXINUS ORNUS]
صمغ گیاهی است که بصورت شبنم بدست می آید بهترین آن سفید و شیرین با دانه های بزرگ است.
اثر شفابخش شیر خشت:
ملین، مسهل اخلاط، مقوی کبد، ضد یرقان، خشونت حلق و سرفه.
دستور مصرف:
5 گرم از دارو را در یک استکان کوچک آب داغ حل کنید و میل نمائید.
 
شنبلیله:[TRIGONELLA FOENUM]
گیاهی است علفی با برگهای سه تایی و گلهای زرد متمایل به بنفش است. میوه آن غلاف در بوده و محتوی دانه ه ای زرد رنگی است.
اثر شفابخش شنبلیله:
درمان بیماری قند، تقویت مو، ملین، هضم غذا، محرک باه، قاعده آور، ضد شبکوری، درمان نرمی استخوان، درمان زخم سینه و تنگی نفس، چاق کننده اشخاص لاغر، رفع قرمزی چشم و ورم پلک و درمان تراخم و آبریزش، ضد شوره، محرک اشتها، معالج نقرس.
دستور مصرف:
یک قاشق مربا خوری پودر شنبلیله را در یک فنجان آب جوش ریخته 10 دقیقه بعد میل کنید.
شبت: [DILL]
گیاهی است شبیه رازیانه.
اثر شفابخش شبت:
مقوی معده، هضم غذا، بادشکن، مدر، نیرو دهنده، ضد تشنج، آرام کننده، زیاد کننده شیر، مسکن درد معده، رفع استفراغ، ضد سکسکه، رفع بیخوایی، درمان چربی خون، ورم پا.
دستور مصرف:
یک قاشق مرباخوری از شبت را در یک فنجان آب جوش ریخته 10 دقیقه دم کنید میل نمائید.
 
صبر: [ALOE UERA]
عصاره گیاهی است که برگش شبیه به برگ کلم و بسیار ضخیم است برنگ زرد مایل به سرخی و براق و شکننده بسیار تلخ می باشد.
 
اثر شفابخش صبر:
مسهل قوی، ضد سودا و بلغم، بادشکن، درد مفاصل، ضد کرمهای روده.
دستور مصرف:
پودر صبر را با آب سبزی تره و مقداری عسل خمیر سفت درست کنید حب به اندازه نخود ساخته صبح ناشتا 2 عدد میل شود.
 
صمغ عربی: [GUMARABIC]
صمغ محصولی است که از درختچه بدست می آید. دارای برگچه های ریز و با گلهای برنگ سفید بسیار معطر می باشد.
اثر شفابخش صمغ عربی:
برای رفع تورم و پرخونی گلو و دستگاه ها ضمه و برای خشونت سینه و ضد سرفه استفاده می کنند.
دستور مصرف:
این دارو را با قدومه و بارهنگ و تخم مرو مخلوط کرده یک قاشق مرباخوری در یک استکان آب جوش ریخته 10 دقیقه بعد میل نمائید.
 
عناب: [JUJUBE]
عناب میوه ایست خوراکی برنگ قرمز با پوست شفاف باندازه یک سنجد با طعم شیرین و لعابدار می باشد.
اثر شفابخش عناب:
ملین، تنگی نفس، خشونت سینه و آواز، امراض مقعد، درد کلیه و مثانه، تصفیه خون، تقویت کبد، درمان جوش صورت، کهیر و خارشهای پوستی.
دستور مصرف:
10 تا 50 عدد عناب خشک را کمی کوبیده یک لیوان آب اضافه کنید 2 دقیقه بجوشانید صاف کنید صبح ناشتا میل نمائید.
فلوس: [CASSIA FISTULA]
فلوس گیاهی است به طول 30 تا 60 سانتیمتر، مغز فلوس برنگ سیاه شفاف با طعمی شیرین و ناپسند است.
اثر شفابخش فلوس:
ملین، مسهل، درمان یرقان، گلودرد.
دستور مصرف:
10 گرم مغز فلوس را در یک لیوان آب جوش 20 دقیقه دم بکشد صبح ناشتا میل شود.
 
قراقات: [VACCINIUM MYRTILLUS]
میوه درختی است به اندازه فلفل، با طعمی ترش شبیه به زرشک.
اثر شفابخش بخش قراقات:
درمان فشار خون، تصفیه خون، چربی خون.
دستور مصرف:
یک قاشق مرباخوری از دارو را در یک فنجان آب جوش ریخته 10 دقیقه بعد میل کنید.
 
 
قسط:[COSTUS SPECIOSUS]
ریشه گیاهی است بدون ساقه و بر روی زمین فرش است. به رنگهای سفید و سرخ. قسط شیرین بهترین آنهاست.
اثر شفابخش قسط شیرین:
مدر بول، دافع اخلاط غلیظ محرک قوه باه، ضد کرم روده، درد رحم، تقویت معده، دردهای عصبی و عضلانی، بادشکن، لرزش اندام و رعشه مفید است.
دستور مصرف:
با داروهای تقویتی ترکیب می شود و با عسل میل می کنند.
 
کاسنی: [CHICORY]
یک گیاه علفی است با برگهای باریک یا پهن و گلهای زیبای آن برنگهای آبی، سفید و صورتی می باشد.
 اثر شفابخش کاسنی:
درمان بیماریهای کبدی، تب بر، تقویت معده، زردی، قولنج کبد، قولنج کلیوی، وجود خون در ادرار، بیماریهای پوستی، ورم طحال.
دستور مصرف:
20 گرم برگ کاسنی را در ظرفی ریخته 3 لیوان آب جوش اضافه کنید 20 دقیقه دم بکشد روزانه 3 بار هر بار یک لیوان میل کنید.
کف دریا:
ابری شکل با بوی تند پر مایه و در کنار آب پیدا می شود.
اثر شفابخش کف دریا:
برای درمان جوش صورت، لکه های سیاه و قهوه ای، لاغری موضعی، درمان نقرس، حبس البول و سنگ مثانه، مفید و سفید کننده دندان است.
دستور مصرف:
پودر کنید با کمی سرکه یا آب لیمو بر محل مالش دهید.
 
کتیرا: [ASTRAGOLUS]
صمغ گیاهی است به رنگ سفید، زرد، سرخ.
اثر شفابخش کتیرا:
درمان سرفه و خشونت سینه، گرفتگی صدا، مسکن درد مثانه، شقاق لب، رفع مو خورده و تقویت مو.
دستور مصرف:
یک قاشق چای خوری در یک استکان آب جوش ریخته استفاده نمائید.
 
کرفس: [APIUM SATIRUS]
کرفس گیاهی است هم خاصیت طبی و هم خاصیت غذایی دارد.
اثر شفابخش کرفس:
درمان زکام، رفع گرفتگی صدا، معالج روماتیسم و نقرس، معالج قولنج کلیه، تقویت حافظه، ضد نفخ، محرک باه، پییچش روده ها و تنگی نفس، دردهای سیاتیک، تقویت معده، هضم کننده غذا.
دستور مصرف:
یک قاشق مرباخوری پودر تخم کرفس را در یک استکان آب گرم حل کرده میل نمائید.
 
کاکنج (عروسک پشت پرده): [PHYSALIS ALKEKENGI]
گیاهی است به ارتفاع 60 سانتیمتر با گلهایی به رنگ سفید و میوه آن کروی نارنجی که هریک توسط یک پوشش کاغذی قرمز نارنجی احاطه شده اند.
اثر شفابخش کاکنج:
مدر بول، ضد تورم دستگاه تناسلی، دافع سنگهای ادراری، ضد صفرا، تقویت کبد، تنگی نفس، ضد کرم، قاعده آور.
دستور مصرف:
10 گرم از دارو را ظرفی ریخته یک لیوان آب جوش اضافه کنید 10 دقیقه دم بکشد سپس میل کنید.
کندر: [BOSWELLA THURIFERA]
صمغ گیاهی است برنگهای سرخ و سفید.
اثر شفابخش کندر:
تقویت حافظه، تقویت معده و هاضمه، خشونت صدا، بار زبان، تقویت قوه باه، تقویت دندان و لثه.
دستور مصرف:
 هر روز صبح یک نخود میل نمائید.
 
کاکوتی: [ZIZIPHORA]
گیاهی علفی با ساقه ای راست و با برگهای بیضی شکل می باشد.
اثر شفابخش کاکوتی:
بادشکن، تقویت معده، ضد عفونی کننده، ضد اسهال و استفراغ، ضد چنگ زدن معده، دردهای عادت ماهانه.
 دستور مصرف:
یک قاشق غذاخوری کاکوتی را در یک لیوان آب 1 دقیقه بجوشانید سپس صاف کنید میل نمائید.
 
گزنه (انجره): [STINGING NETTLE]
رنگ تخم گزنه شبیه رنگ تخم تره و از آن درخشانتر و کوتاهتر است. دارای خارهای ریز و به هر جای بدن برخورد کند باعث خارش و سوزش می شود.
اثر شفابخش گزنه:
دفع عفونتهای رحمی، کم خونی، جرب و گال، ضد اسهال، مرض قند، ضد روماتیسم، ضد شوره و امراض پوستی سر، ضد انگل، محرک غدد هاضمه.
دستور مصرف:
 طبق دستور جوشانده میل شود.
 
گل گاوزبان: [COWSLIP]
گیاهی است علفی به طول 40 تا 70 سانتیمتر.
اثر شفابخش گل گاوزبان:
نشاط آور، مقوی بدن، نیکو کننده رخسار، ترله های دستگاه تنفس، تنگی نفس، ضد سرفه و خشونت سینه، معرق، تب بر، ضد سرخک، مخملک، آبله، آبله مرغان، ورم کلیه، دفع سنگ مثانه، یرقان، مننژیت، آرام بخش اعصاب، درمان جوشهای دهان، رفع حرارت دهان.
دستور مصرف:
 یک قاشق غذاخوری در یک لیوان آب جوش ده دقیقه دم بکشد. میل نمائید. صبح، ظهر، شب بعد از غذا یک استکان.
گل گندم: [CORN FLOWER]
گیاهی است علفی به رنگ آبی زیبا و در پاره ای محیط ها قرمز می باشد.
اثر شفابخش گل گندم:
تب بر، یبوست، بیماریهای کبدی و پوستی، ضد سرفه های سرما خوردگی، کلیه، سوء هاضمه، ورم ملتحمه چشم، ورم پلک، معالج ضعف بینایی، معالج زخمهای دهان و لثه، ضد یرقان.
دستور مصرف:
10 گرم از دارو را در یک لیوان آب جوش ریخته 20 دقیقه دم کرده قبل از غذا یک استکان میل شود. همین دم کرده را می توان برای استعمال خارجی استفاده کرد.
 
گل همیشه بهار [MARYGOLD]
گیاهی است به طول 50 سانتیمر برنگ زرد مایل به نارنجی.
اثر شفابخش گل همیشه بهار:
اختلال ترشح صفرا، بیماریهای کبد، زردی، یبوست، التهاب لوله های هاضمه، زخم معده، تنظیم عادت ماهانه و درد آن، ترک پوست، غرور جوانی، کورک، پینه پوست پا یا پیشانی، میخچه و زگیل، رفع حالت تهوع و استفراغ.
دستور مصرف:
یک قاشق غذاخوری از دارو را در یک لیوان آب جوش دم کنید میل نمائید مقداری از گیاه را در سرکه خیسانده در محل میخهه یا زگیل بگذارید.
 
گل پنیرک: [MALVA SYLVESTRIS]
گل پنیرک گیاهی است علفی برنگ بنفش از تیره گل ختمی می باشد.
اثر شفابخش پنیرک:
درمان مجاری فوقانی تنفسی، معده، روده ها به عنوان ملین ضعیف، اولسرهای معده را التیام می بخشد.
دستور مصرف:
یک قاشق غذاخوری در یک فنجان آب جوش 10 دقیقه دم بکشد بعد از غذا میل کنید.
 
مرز نجوش: [SWEET MAJORAN]
گیاهی است علفی گلهای کوچک آن برنگ گلی یا سفید می باشد.
اثر شفابخش مرز نجوش:
 آرامبخش، ضد میگرن، تقویت عمومی بدن، تقویت معده، مالیخولیا، رعشه اعضا، بدن.
دستور مصرف:
یک قاشق مرباخوری در یک فنجان آب جوش 10 دقیقه دم بکشد میل شود.
 
مریم گلی: [GARDEN SAGE]
گیاهی است به ارتفاع 30 تا 60 سانتیمتر، گلهای آن برنگ آبی مایل به بنفش و گاهی سفید می باشد.
اثر شفابخش مریم گلی:
معالج ضعف معده، تشنج، تب بر، ضد نقرس و روماتیسم، سرگیجه، میگرن، لرزش اندامهای فلج، معالج عرق بدن، تنظمی کننده قاعدگی زنان و درمان ترشحات زنانگی، اختلالات یائسگی، درد عادت ماهانه.
دستور مصرف:
 15 گرم از دارو را در یک لیتر آب به مدت 20 دقیقه دم بکشد، سپس یک استکان میل نمائید.
 
مورد [MYRTLE]
درختچه ایست به ارتفاع یک تا سه متر با برگهای معطر و همیشه سبز، گلهای آن برنگ سفید است.
اثر شفابخش مورد:
تقویت معده، رفع ورم روده، درمان اسهال و بواسیر، برونشیت، سرفه، آسم نزله ای، کلیه و مثانه، ضد عفونی کننده و ضد انگل، ضد خونریزی، ترشحات بانوان، ضد ریزش مو، بیماری های پوستی، ضد عرق بدن، رفع بدبوئی عرق بدن، تورم اعضا، خونریزیهای بواسیر، شقاق، سوختگی آتش، تقویت موی سر و مژه و ابرو، سیاه کردن مو.
دستور مصرف:
25 گرم پودر برگ مورد را در یک لیتر آب جوش دم کرده یک استکان صبح و یک استکان عصر با قند میل کنید. همین دستور را برای استعمال خارجی استفاده نمائید.
 
نسترن [SWEET BRIER]
نسترن گلی است برنگهای مختلف گلی و سفید بسیار معطر و خوشبو می باشد.
اثر شفابخش نسترن
تقویت قلب، ورم کلیه، سنگ کلیه، درد معده، اسهال، عوارض کمبود ویتامین ث.
دستور مصرف:
50 گرم از دارو را در یک لیتر آب جوش 10 دقیقه دم بکشد روزانه 3 استکان میل نمائید.
 
نعناع [MENTHA PIPERITA]
گیاهی است علفی دارای گلهایی برنگ آبی.
 
 
اثر شفابخش نعناع:
ضد نفخ، تقویت معده و قلب، ضد اسهال، اشتهاآور، خنک کننده، ضد اسپاسم، سردرد، محرک ترشح صفرا، آرامبخش، ورم حنجره و برونشیتها.
دستور مصرف:
 یک قاشق مربا خوری پودر نعناع را در یک فنجان آب جوش ریخته 10 دقیقه دم کنید میل شود.
 


دا فهرس للاعشاب 


اللیم : لیمون بلدی ، لیمون مالح - الحسیتا .
اللیمو: وهو أیضأ اللیم واللیمون البلدی جنس أشجارها من الحمضیات أزهارها عطرة، وثمارها مختلفة الأشکال والأحجام والألوان .
ماء القراح : هو الماء الخالص النقی الذی لا یخالطه شیء .
المارماحوز: شجر ینبت فی حوض البحر المتوسط ، ویسمى حبق الشیوخ ، وحشیشة البر، ساقه أسطوانیة، وأوراقه بیضاویة کاملة، وهویرتفع عن الأرض ، وریح ورقه طیب قلیلأ، طعمه مر، له بزر فی طرفه .
المازریون : فارسیة معربة، وهو خامالا، زیتون الأرض ، وفی (المعتمد): هو السبیعة وعند (طراب ): مازریون : هو دفنة.


الماش : هو أیضأ کُشرى وهو نبات عشبی زراعی من فصیلة الفاصولیات ، زراعته منتشرة فی جمیع بلاد الشرق ، بزور کرویة الشکل سمراء اللون أو خضرة ملطخة بالاًسود.


المامیران : فارسیة وتدل على بقلة الخطاطیف وعروق الصباغین وهو نبات ، المبیس : مبیسة - مَدان (الیمن ).


المحلب : هو شجر یابس أبیض النور، وثمره یقع فی الطیب . والمحلب ضروب : أییض وأ سود وأخضر صغیر الحبة، وکبیرها مثل الجلبانة. وهو یستعمل فی المسوحات والنقاوات ، وأجوده أبیضه وأنقاه وأذکاه رائحة، وأردؤه الأسود، ویستعمل منه قلوبه دون قشره . (المعتمد فی ا لأد ویة) .


المر: عوجة (الیمن ). قسط قصطا (یونانیة) - جزر البحر - کشط - قوسیا (سریانیة) معـل (فارسیة) - مر حجازی .


المرتک : هو الرصاص - أول درجات تاکسده ، وهو المرداسنج .


المرقشیثا: هو کبریتور الحدید، ویکون أصفر اللون أو أبیض .


المرو: نبات عطر طبّی من الفصیلة الشمفویة، من أسمائه : الخرنباش ، وحبق الشیوخ ، والمرو - ضروب من الصوان توجد فى الأرض على أشکال شتى أهمها الرمال وحجارة بیض رقاق براقة تقدح منها النار.


مزمار الراعی : زمارة الراعی - آذان العنز - صفارة الراعی - شبابة الراعی - طاماسونیون (یونانیة) - حیدا - أذن الأرنب - سنبل الملوک . (معجم أسماء النبات ).


المستعجلة : هی نبات خصی الثعلب ، أو کما یعرف حالیاً باسم (السحلب ).


المشرکوط مشع : الفوتنج الجبلی وهو بقلة الغزال ، ویسمى نِجْل . وهی نبات .


مقل : وهو صمغ شجر کالکُندَر - مُقل هندی - مقل الیهود - کَنکَل . کُلْکُل . کِنکِل - راحة الأسد وهو اللبان الشامی - مقل مکّی خروب السودان . (معجم أسماء النبات ).


مقل الیهود: هو صمغ شجر اللبان الشامی .


ملح اندرانی : (ابن البیطار فی جامعه ) قال : الاندرانی الشبیه بالبلور، و زعم قوم أنّ المعدنی هو الأندرانی .


ملح هندی : نوع من الملح أحمر اللون .


الموم : هو عسل النحل .


مومیا: کلمة عربیة مشتقة من الفارسیة موم وهو شمع ، والمادة المشار مزیج من زفت وصمغ .


المیعة : أصطرک – سطرک - عسل اللبنى - شجره البخور - صطرکا (سریانیة) وصمغها هو اللبنى وتسمى لبنى الرهبان ومیعة الرهبان ، والمیعة صمغة تسیل من شجرة وتعصر من لحائها، فما عصر هو المیعة السائلة، والثجیر الذی یمقى هو المیعة الیابسة


المیویزج : زبیب الجبل ، وهو حب الرأس أیضأ المعروف بزلیب الجبل وهو أسود کالحمص ا لأسود (المعتمد) .


النارنج : هو نوع من الحمضیات ، ویعرف لالعامیة باسم ، أبو صفیر.


نانخوة : (فارسیة تاویله طالب الخبز کاًنه یشهی الطعام إذا ألقی على الأرغفة قبل اختبازها) نانخة - نان خواه (المشهّى) - نخوة - قومینون - یاسلیقون وتأویله الکمون الملوکی - - کمون حبشی - آریوذه - أنیسون بری .


النبق : الإسم العرلی : سدر . الاسم الشائع : نبق - نبس - شوک .


النرجس : الاسم الشائع : جباوی - مضعف - جونکیل.


النشادر: هو نوعان طبیعی وصناعی ، فالطبیعی ینبع من عیون حمئة فی جبال بخراسان یقال أن میاهها تغلی غلیاناً شدیداً، وأجوده الطبیعی وهو الصافی کالبلور، وأصنافه کثیرة، فمنه المنکّت بسواد وبیاض ، ومنه الأغبر ومنه الألیض الصافی التنکاری


النشاستج : النشا وهو ما یستخرج من الحنطة إذا نقعت حتى تلین ومرست حتى تخالط الماء، وصفیت من مناخل وجففت ، والنشا هو مادة عضویة لا متبلورة بیضاء اللون عادمة الطعم والرائحة ناعمة الملمس تذوب فی الماء الدفىء ، ویوجد النشا فی معظم أجزاء النبات.


النمام : هو الفوتنج المائی أو النهری ، وهو الضمیران ، وهو حبق الماء وهو نبات .


اللنورة : هو الکلس المطفأ.


النیلج : هو النّیل ، وهو العِظلم ، وهو الذی یستعمله الصباغون - نیل - لیلَک - لیلَج - لَینلج - نیلَج - نِیلَنج - طین أخضر - وَشمة . ورق النیل .


النیلوفر: هو اسم فارسی معناه النیلی الأجنحة، والنیلی الأریاض ، وربما سمی بالسریانیة ما معناه : کرنب الماء، وهو نبات ینبت فی الآجام والمیاه القائمة، ومنه ما یکون داخل الماء، وقد یظهر علیه ، وله ورق کثیر من أصل واحد، وزهر أبیض شبیه بالسوس ، وزعفرانی اللون . إذا طرح زهره کان مستدیرا کالتفاحة فی الشکل والخشخاشة.


نیلة هندیلأ: توشة - حصار - صباغ - غبیراء - حَدَق - نیل صینی .


الهدس : هو الآس . راجع شرحها.


الهلیلج الکابلی : إهلیلج - هلیلج - اهلیلج کابلی (والفج منه یسمى هلیلج أسود) - کابلی - إهلیلج أصفر - هلیلج أصفر. (معجم أسماء النبات ) -أرجونا - عرجونة .


الهلیون: أقلام الدیب - أذن الحلوف - سکوم - أسفراغ - أسفراج - أسفرغس - مارجُوبَه .


الهیوفسطیداص : وهو نوع من الطراثیث صغیر ینبت فی أصول لحیة التیس ، ومن قال هو لحیة التیس فقط غلط .


الوج: قصب الذریرة - خشب الذریره - عوج الوج - ایکر - عرق الایکر (ترکیة) - عود الریح - قصب الطیب - قلم هندی - قمحة - عود البلسان - زهره - أکر.


الودع : جمع وَدَعة وهو صدف یتزین به .


الورس : هو بزرأصفر یجلب من بلاد الیمن ، ویدخل فی البخورات.


ورق النیل : هو نبات معروف یستخرج من أوراقه ، وسوقه صباغ نیلى اللون .


الوسمه: هی النیل وهی ورق النیل وهی الحنا.


وشلت : شلت : ضرب من الشعیر رقیق القشر أو عدیمه ، صغار الحب والشلت نوع من الشعیر بلا قشر.
الکرکم : کرکب (هندیة) - عقید هندی - هرد (عربیة) - أصابع صفر ، وعند (ابن البیطار) هو الصنف الکبیر من عروق الصباغین وهی العروق الصفر ونباتها االمسمى بقلة الخطاطیف . أصابع صفر عروق الصباغین - الموطن . الجزیرة العربیة - جاوة، الهند، الصین .


الکرنب : هو الملفوف ، الکرنب البری : هو نبات ، وهو کرنب الجمل ، والکرنب البستانی : هو الملفوف .


الکرم : هو الدلیه - وثمرة الکرم تسمى عنباً.


کزبرة البئر: فی (کتاب أزهار لبنان البریة): أسماء متداولة : شعر الغول - شعر الجبار - شعر الأرض شعر الجن - وهو نبات یکثر فی المواقع الرطبة الظیلة، ومن أسمائه أیضأ: برشیاوشان . برسّیاوشان فارسیة : وتأویله دواء الصدر.


الکسیلا : کسیلی ، کسیلا: هی الدارصینی الدون والقشر، والسلیخة، وهى عیدان حمر دقاق کالفوة ولکنها مغریة کالصمغ . راجع الفوّة.


کشوث : أو کُشوت ، نبات طفیلی وهو حمّاض الأرنب وزَخموک (أو زجمول ) وهو (حامول الکتان وقریعة الکتان وهو الأقیمون وهو نبات ).


کشوثا: وهو الأفتمیون . راجع شرح کلمة کشوث .


الکلأ : أکلاء، العشب : رطبة ویابسة. (المنجد).


الکلخ : (ابن البیطار) هو عند عامتنا بالأندلس قنّة والکلخ عند أهل مصر هو الاًشق ، راجع شرح کلمة القنة .


الکمثری : الاسم العربی . إجاص ، والاسم الشائع : کمثری - عرموط - انجاص (معجم الفی ا لنباتی ) .


الکمادریوس : یونانیة وتعنی بلوط الأرض وهو نبات .


الکمأة: قعبل - قعبول - فسوة الضبع - فسوة الذئب (الیمن ) -ترفاس (بربریة) - کوکب الأرض - تُزحان - نبت رعد - طرفاس .


الکند س : قنذر - خوندس - أسطرونیون - عرنة - عود العطاس - سراج الظلام - أجما - صابون القاق - صابون الثیاب - عرق الحلاوة. (معجم أسماء النبات ).


الکنکر: فارسیة رتدل على الخرشف ، وهو ما تدعوه عامة الشرق : أرض شوکی وهونبات .


الکهربا: هو المایل ویقال : کاربا وقاربا وقهربا ومصابیح الروم . کهربا أی جاذب التین وهو صمغ الجوز الرومی ، ویعرف بمصباح الروم .



لالا: نوع نبات ، یعرف أیضأ باسم عرق صالح وهو حشیشة یؤتى بها من مکة.


اللاذن : هو شیء من رطوبة یدبق بید اللامس .


لازورد: وهو من العقاقیر، وهو حجر فیه عیون براقة یتخذ منها خرز (مفاتیح العلوم ).


اللبان : لا یکون إلا بالشجر شجر عمان وهی شجرة مشوکة، لا تسمو أکئر من ذراعین ، ولا تنبت إلا فی الجبال ، وعلکه الذی یمضغ یسمى الکندر، ویظهر فی أماکن تعفر بالفؤوس وتترک فیظهر فی آثار النزوس هذا اللبان فیجتنى.


اللبان الشحری : هو الکندر (یونانیة) - بستنج (فارسیة) - لبان ذکر. (معجم أسماء النبات ).


لبسان : خَفَج - خردل صحرائى - عیش وجُبن - فَجیل (سوریا) فجل بری - هیضمان (هو الفجل البری ).


اللبنى : وهی المیعة السائلة راجع کلمة المیعة تحت حرف المیم .


لحیة التیس . أذناب الخیل - ذنب الخیل - البادى (الیمن ) مارنة (معجم أسماء النبات ) وهو نبت فیه قبض وزهرته أقوى من ورقته.


لسان الثور: هو الحِمحِم ، والتسمیة لسان الثور ترجمة الیونانیة بوغلصن وهو نبات .


لسان الحمل : ذنب الثعلب - ذنب الفار - أذان الجدی - ذنب الیربوع - لسان الکلب - برد وسلام - کثیر الأضلاع - بزوزة - بزوشه خرکوش (فارسیة) مصاصة - ورق صابون .


لسان السبع : هو نبات نافع للحصاة ، هو نبات له ورق طوال حادة الأطراف جعدة خشنة تمیل فی خضرتها الى البیاض والصفرة، مشرفة الجوانب کالمنشار وله قضبان مزّواة حوارة تعلو نحو ذراعین ، علیها فلک کبار مستدیرة فیها زهر فرفیری ، ونباته فی الربیع ، ویسمه بعض الناس (بعجمیة الأندلس ) المرزجون.


اللفاح : هو الیبروح ، وتفاح الشیطان ، وتفاح الجن وتفاح المجانین .


لوف الحیة : اذُن القسیس - اللوف السبط - صارة - شجرة التنین أو الحیة - صراخة غَرغَنیتیه - دار قنطُون -خبز.

الشبرم : واحدته : شبرمة - شرنب حجازی (مصر) تاکوت (بربریة) - بیطواسا (یونانیة). (معجم أسماء النبات ).


الششم : عین الدیک - عیون الدیک - شَشم - ششم أحمر - حبّ العروس . عفروس . قُنقُل ، بلیع .


شقائق النعمان : هو شقار کبدی - شقیق النعمان ، حوذان مائی .


شقاقل : یشبه ورته ورق الجلُبان ، وهو نبات له عروق فی غلظ السبابة والابهام طول منسحبة على ما یقرب من وجه الأرض ، معقدة تنبت فی کل عقدة ورقة تشبه ورق البیسلة، وهی الجلبان الکبیر، وهو جنس من المزانة، (المعتمد فی الأدویة المفردة).


الشلجم : وهو اللفت معروف .


الشهدانح : وهو الغنب ، والقنب هو نبت یعمل منه حبال قویة. (المعتمد فی الأدویة المفردة).


اشموکران : سیکران - شوکران - جقوطة (بعجمیة الأندلس ) صرو. درست (فارسیة) طحماء مریحة هو نبات له ساق ذات عتد مثل ساق الرازیانج وهو کثیر له ورق شبیه بورق القئاء وهو الکلح الاّ اًنه أدق من ورق القثّاء، ثقیل الرائحة فی أعلاه شعب ، وإکلیل فیه زهرأبیض وبزر شبیه بالأنیسون إلا أنه أشد لیاضاً منه وأصله أجوف . ولیس بنائو فی الأرض . (معجم أسماء النبات ).


الشیح . **** قیان - **** البیت - **** العدس . (معجم أسماء النبات ).


اشیح الأرمنی : هو نبات طبی ، یقطع البلغم ویخرج الدیدان ، وأوراقه قاتمة الخضار.

الشیح الجبلِ : دلستورید : الناس من لسمی هذا الدواء الذی یتال له ساریقون أفسنتینا بحریا وهو نبت کثیراً فی الجبل الذی یتال له طوریس بالبلاد التی یقال لها تیادوقیا وفی المرضع الذی یتال له : بوصیر من (بلاد مص ویستعمله أهل تلک البلاد بدل أغصان الزیتون وهر نبات دقیق الثمر شبیه بصغیر النبات الذی یقال له : أمرقطهویون ملآن من البزر وطعمه إلى المرارة . (الجامع لمفردات الاًدولة والأغذسة).


الشیج : هو دهن الحل . وهو زیت السمسم وهو ما یعرف بالعامیة بالطحینة.


صامریوما: هو معروف عند أهل مصر (بحشیشة العقرب وبالغبیراء) وهی کثیرة بأرض مصر ببرکة النیل ، زهرها واًطراف أغصانها تشبّه بأطراف العقارب.


صریمة الجدی : سلطان الغابة - سلطان الجبل - أم الشعراء - الصریمة: هی القطعة من النخل.


الصعتر الفارسی : الصعتر أو السعتر: بالصاد والسین کما فی القاموس ، والأطباء یکتبونه بالصاد حتئ لا یلتبس بالشعیر، والصعتر الفارسی أحمر حادّ الرائحة حرّیف ینبت بنفسه وهو أنواع منه : بری وجبلی وبستانی وکله حریف بتفاوت فی أنواعه .


الصفر: وهو النحاس .


الصلایة والفهر . الصلایة : حجر یسحق علیه الطیب أو تسحق علیه الأدویة. والفهر: حجر رقیق قدر الکف تسحق به الاًدویة على الصلایة.


الصمغ العربی : هو صمغ الأرض ، وشجرة الطلح ، وهو صمغ شجر الأکاسیا المصری منه وهو الشوکة المصریة . أما الحجازی فهو صمغ شجرة أم غیلان.


الصندل : أصل الکلمة هندی : جندل ، وجندن ، وجندان وهو شجر. والإسم الشائع : صاندل . الموطن : المناطق الاٍ ستوائیة، البلاد الموسمیة. ویشبه شجر الجوز ویحمل ثمرة فی عناقید کعناقید الحبة الخضراء وهو من الأدویة التی قوتها ثلاثین سنة.


الضب : بفَثح الضاد وهو حیران بری معروف یشبه الورل (حیاة الحیوان الکبرى) وعند أهل اللغة : حیوان من جنس الزواحف من رتبة العظاء، غلیظ الجسم خشنة وله ذنب عریض حرش أعقد، یکثر فی صحارى الأقطار العرییة.


طُحْلُب - خَزء الضفادع - غَزْل الماء (إذا کان خیوطاً متصلة) خَزّ مائی (إذا کان متفاصل الأجزاء) .


الطرثوث : الخلیل بن أحمد ذکر: أنه نبات کالفطر مستیل دقیق إلى الحمرة منه مر ومنه حلو ویجعل فی الأدویة وهو دباغ للمعدة ، وذکر الرازی : یقطع نزف الدم من المنخرین والأرحام والمقعدة وسائر الأعضاء. ویدعى بالعامیة دانون أو ترفاس أو زبّ الأرض .


الطرخون : وهو حُؤذان وهو نبات .وقیل أنه نبات العاقر قرحا وهی أصله .


الطرخشقوق : یقال : طرشقوق ، وهو الهندباء البری ، ومنه نوع یسمى الیعضید، وهو بقلة ما بین الخس والنَّسرین (المعتمد فی الأدویة المفردة). وزهره سماوی .


الطرغل : هی الحمامة البریة .


الطرفاء: هو شجر الأثل وهو البستانی ، أما البری : فشمجرته معروفة تنبت على المیاه القائمة والأراض الندیة، رأکثر ذلک فی السیاخ. وأعظم ، وأما الطرفاء البستانی المعروف بالأثل فیکون بمصر والشام کثیرأً ، وورقهأ شبیه بورق الطرفاء البری ، وثثمرتها هی عظمم العفص وهی المعروفة بحب الأثل .

الطفل . هو نوع من الطین ، وقیمولیا.


الطین الأرمنی : هو طین کان یؤتى به من أرمینیا، وهو طین یابس جدأ یقرب لونه إلى الصفرة .


الطین المختوم : قیل أنه یوجد فی مغارة بجزءة من بلاد الروم یروق ویصفى ویجفف بدم عنز ویختم بخاتم ملک تلک الجزءة ویرفع ، وهذا هو المستعمل فى التریاق . (منهاج ا لد کا ن ) .


العاقر قرحا : عقار کوهان - کرکرهن . ناغندست - أتیقندست ، عود القرح وهو أصل الطرحرن الجبلی .


العذبة: ملیح - تمر الأثل یسمى غذْبة وهو عفصها ، تاکوت فی (مراکش) کَزمازک ، جِزمازق (فارسیة) – عَبل.


العرعر : نوعان . کبیر وصغیر، وهذه الشجرة حارة یابسة، ولها ثمر .


عرق الخیل : (عرق الفرس ) فسوس . شجرة السوس - عود السوس - عرق السوس - شجرة الفرس - أصل السوس - مهک مثک (کلها فارسیة) - عود حلو.


عرق السوس : وعود سوس - العروق الحلوة وهو نبات - عقیل - خرمنبا، شلش.


عرطنیثا: وهو عوق بخور مریم ویسمّى کف مریم ).


العروق . عروق صفر - بقلة الخطاطیف - شجرة الخطاطیف - عروق الصباغین - مامیران (فارسیة) عرد الریح- حنطة بریة - عروق - عرق – الجزع - فوة - فوة الصبغ عروق حمر .


عروق الظیان : وهو الیاسمین البری . المرعِف شما. وهو نبات ینبت فی البراری ورؤوس التلال الرطبة، وکأنه ضرب من اللبلاب ، ولیس بین أهل الأندلس خلاف بأنه الخربق الأسود، وذلک أن کل ما ینسب الى الخزَبق من الاسهال وعامة المنافع . هی موجودة فی عروق هذا النبات .


العروق الصفر: راجع : شرخ کلمة العروق .


العرن : جُلُئان الحیة - سلک - سلَة (فارسیة) والعَرن : هو الزعرور . وعوفار. جدار .


عصا الراعی : بفاط - زنجبیل الکلاب - ظرنة. عَرَز - اقتضاب - وهو نوع من القضاب الأخضر ، أم العقد - جنجر - بطباط .


العصفر: عُضنفر (هو النبات - عربیة) - قرطم - شَؤزان - مُریق - نبهرم - بَهْرَمان . بَهرَن . بَهران . جَاوجیله . کاجیره . کازیره . زردَج . زَردَک (کلها فارسیة) - زَرد (سنسکرتیة ومعناها أصفر) وزهره یسمى عُصفر وحبه یسمّى إحریض - إحریضة - حِریع - الشیخ - شجرة .


العفص : لیس ثمرة، وإنما هو سابخ . شجر بعض أنواع السندیان یسیل من ثقب تحدثه حشرة فی القشرة، ویتجمد على شکل کرة وهذا ما نعرفه بالعفص ، ویستعمل فی الدباغة.


العلقه: بفتح العین واللام ، دود أسود وأحمر یکون بالماء، یعلق بالبدن ویمص الدم وهو من أدویة الحلق والأورام المعویة لامتصاصه الدم الغالب على الأسنان ، الواحدة علقة (حیاة الحیوان الکبرى).


علک الأنباط : بطم - ثمرة الحبة الخضراء - صمغه یسمى صرو. راجع شرح کلمة الحبة الخضراء.


علک الروم : وهو المصطکی .


عنب الثعلب : البری منه هو القنا وثمره القنا وهو الربوق وهو الثلثان ، وهو عنب الدیک (عند أهل المغرب ) وهو العنم ، وبالفارسیة هو رویاه تربک ، وبالسریانیة هو عنبا تعک ، وهو نبات .


عنب الدب : (عنب الدیب - عتود) - غَزقَد - عَزدَق - غَرغَد - سخنرن ، (وثمره یسمى عنب الدیب ). (معجم أسماء النبات ). وهو نبات بری من فصیلة الباذنجانیة، ثمارها صغیرة کرویة سوداء اللون لا تؤکل . (مفردات الصقلی ). وفی (کتاب أزهار لبنان البریة): له أسماء متداولة؟ عمشق ، باتورة، حشیشة الباطور، لعلوع ، عشبة مغربیة .


عنزروت : أنزروت - (هی الشجرة التی صمغها الأنزروت ) وهی الکحل الفارسی والکرمانی ویسمى زهر جشم ، یعنی تریاق العین ، وهو صمغ شجرة شائکة کشجرة الکندر تنبت بجبل فارس .


العود: هو الأعالوجی والینجوج ، والیلنجوج ، وهو نبت صینی یکون بجزائر الهند (تذکرة أولی الألباب ).


عود البخور: عود هندی - عود قاقلى - العود الرطب - سِندِهان . هَشت دَهان . هَشک دهان (کلها فارسیة) - عود الندّ - أنْجُوج - المطیُر الهندی - القُطر - الکباء - مَندل - مَندلی - مُمارى - المجمَر أغلاجون - ایغافون . أغَالُوجی . أغالوجی - ألنجوج - یَلَغجَج - یَلَنجوج - یَلْنَجیج - ألنججَ - ألنجُوجی - اًلؤة.


عود الریح : یطق على المامیران ، والوج ، والعاقر قرحا، والأمیر باریس .


العوسج : شجیرة تنبت فی السباخ لها أغصان قائمة مشوکة، وفی قضبانها وشوکها وورقها إلى الطول ما هو یعلوه شیء من رطوبة تدبق بالید.


عود الصلیب : عود الصلیب ( قیل انه کلما کُسِر رؤی فیه خطوط کالصلیب) ذو الخمس حبات - أصابع الکف - فاوانیا أنثى - ورد الحمیر - عود الریح (الشام ) - کَهیان - رمان هندی .


عود قاقلی : أبو حنیفة قال : القلام تسمیه (الأنباط قاقلی ، وهو من الحمص ، والناس یأکلونه مع اللبن ، وهو مثل الأشنان إلأ أن القلام أعظم منه ورقه شبیه بورق الحرف وهو أشدّ من الحمص رطوبة وأکثر مائیة . (الجامع لمفردات الأدویة والأغذیة).


عود القرح : خذراف (واحدته خذرافة) (الیمن ) - سلع البیض - سلع البقر - عود القرح . (معجم أسماء النبات ).


عود الیسر: أناغُورس - عُود الیسر (ویطلق أیضاً على غیره من النبات ) - عُود المقلة - صَلوان - عَجب - یَنْیوت - خروب الخنزیر - أنیوطون (بربریة) - أم کَنب خرنوب الکلب (وثمره یسمى حب الکلى لمشابهته ) دِفّ مُنْتن - الفش -- شوکة شهباء - شوکة صَهْباء - خروب المعز - خروب نبطی - خروب الشوک -قضم قریش - عُطَیس - جَرود (سوریا). (معجم أسماء النبات ). عینوق : ألربن (یونا نیة) عینون - غسلة - السنا البلدی - سنبل الکلب - زریقة (بربریة - الجزان - تسلغة سلیس - کحلى (سوریا). (معجم أسماء النبات ).


الغالیه : دواء مرکب من : سک ومسک ، وعنبر، وکافور.


غسالة اللحم : الماء الذی یغسل به اللحم .


فارعة : هو السندروس . راجع شرح کلمة سندروس .


فارة البیش : نوع من البیش وهو نبات سام . من أسمائه أیضاً خانق الذئب وخانق النمر.


الفاشرا ستین : ویسمى أیضاً الکرمة السوداء. راجع شرح کلمة الفاشرا.


فاوانیا: یسمى ورد الحمیر عند عامة أهل الأندلس ، ویسمّى عود الصلیب ، ویسمى کنهانا: ومنه ذکر ومنه أنثى، فللذکر اصول بیض غلاظ کالاصبع قابضة المزاج ، والأنثى قابضة کثیرة الشعب من الأصول والفروع ، وأجوده الغلیظ الرومی . (المعتمد فی الأدولة المفردة).


المفراسیا: هو ذنب السبع وهو ذنب اللبوة (یونانیة) براسیون وهو ما یسمّى حشیشة الکلب ، وعشبة الکلب والکراث الجبلی ، وهو ما یسمى بالمغرب العربى روبیا، وبالعربیة السعودیة زقوم وهو نبات .


الفرسک: هو الخوخ - دراقن - فرسک تفاح الدب - تفاح فارسی - ثمرة فارسیة - دراقی - الکرک (هو الأحمر من الخوخ خاصة) الزعراء دراق . فرسک فرسق . دراقن .


الفرنجمشک : الحبق الغرنفلی وهو أصابع القینات أو (أصابع الفتیات ) وهو نبات . خَضِیرة .


الفوذنج : الاسم الشائع : فلیة - فلیحا. الموطن : حوض البحر المتوسط ، مناطق عالمیة متعددة ، حبق فوتنج - فودنج - بلایة - فلیة - بتلة العدس - غاغة (بلغة عمان - صفتر النرس ).


الفوفل : تعریب الفارسیة بوبل وهو الکوثل وهو الرعبة وهر جوز شجر.


الفوة: مر شرحها تحت کلمة عروق .


فوة الصباغین : نبات جذموری معمر، جذامیره أی سوقه العریضة الشبیهة بالجذر غنیة بالمواد االحمراء، لها منافع فی الطب أخصها: دز البول .


قاتل ابیه : هو القطلب والبج والمشمش البری وهو جنس نباتات حرجیّة من فصیلة الخلنجیة ثمارها عنبیّة ناشفة بطیئة النضج لذیذة الطعم .


قاقیا: مز شرحها تحت کلمة أقاقیا.


القثاء: فقوص . نوع من الخضار. معروف .


قثاء ال****: حنظل - شری - علقم (لفظ عربى لکل شیء شدید المرارة کقثاء ال**** والحنظل الخ . . وإذا أطلق اراد به الحنظل - قثاء النعام - حَدَج - حَذج - حاج ( وثمره صغاراً) -صرایا - عنب الحیة - مرارة الصحارى - مر الصحارى - الخطبان - الصاب کبسَت - هبید (حبّ الحنظهل) - القُهقر - الیهْبَر - بَشْبَش (هو ورق الحنظهل ) - حنظل نبطی - الصِّیص (وهو الذی فی اللب ) لیفة. هو فقوس ال****، أو الحمیر.


قراصیا : قراسیا - قراسیة - جراسیا - ألوبالو - حب الملوک .


القردمانا: من الیونانیة قردامون وتدل على نبات . هال - هَیل- قاقُلة صغیرة - حبّ الهال - حبّهان –شوشَمیر- سَجدِی .


القرط : هو البرسیم - وهو القتّ وهو الفصّة والفصفصة وهو الرَطْبَة وهو القَضب.


القرطم : هو العصفر، بهرم.


القرظ المصری : هو السّنط والخرنوب النبطی ، وهو نوع من الشجر البری والزراعى یستخرج منه الصمغ الأحمر.


قرفة اللفت : هی قشر شجر یستعمل فی الطبخ ، ویسمى أیضأ قرفة سیلانیة، الدار صینی .


القرنفل : الاسم الشائع : قرنفل . الموطن : الصین ، الهند، المناطق الاستوائیة، وشبه الاسغوائیة . (معجم الفی النباتی ).


القسط : قسط . قصْطا(یونانیة) - قصْط بحری - جَزَر البحر - کنت - کُشط - قوسیا (سریانیة) - قُشت هندی - (وهو الجذور الحلوة) قسط بحری وهو المر.


القسطس : أیضاً قسط بحری ، تعریب الیونانیة قسطس . والأصل سنسکریتی کوستا أوکث وتدل على نبات راجع کلمة قسط .


القسطران : بَطونیقا - شاطرا. قسطران (یونانیة). (معجم أسماء النبات ).


القسوس : حَبل المساکین - لبلاب کبیر (العریض الورق ) - حلبلاب - حَلْباب - قسوس - لَبلاب مَرعان - بَدْرَه - اللبلاب الشجری - عَشْقة - الشکْرَج -علیق.


القصب الفارسی : نوع من القصب الکبیر القدّ، یکثر فى المنافع وعلى ضفاف الأنهر والجداول ، یستعمل فی مختلف الصناعات القصبیة .


قضاب المصری : قلماطس - مرسویداس - فولوغنداس - أی الشبیه بعصى الراعی .


القطران : هر الشربین الذی یکون منه القطران وهى شجرة عظیمة لها ثمر شبیه بثمر السرو وقد تکون شجر شربین صغیرة مشوکة لها ثمر شبیه بثمر العرعر. وعظمه مثل حب الاس مستدیره .


القطف : نوع من البلسان ینتمی إلى فصیلة البخوریات ، لشجرته عصارة راتنجیة یستخرج منها صموغ وأدهان عطریة شائعة الاستعمال ، أخشابها متینة صناعیة - البقلة المالحة وهو نبات .


القطف البحری : وهو الملوخ ، السمون وأهل الشام یسئونه الملوخ وهو شجرة شبیه بالعوسج غیر أنه لیس لها شوک وینبت فی سواحل البحار (الجامع لمفردات الأدویة والأغذیة) .


القطف البری : تقطَف - بَقلَة ذَهَبیه - سَرمَق . سَرمج - بقلة الروم - ریحان یمانی - خَؤشان - رجل الجراد.


قنبیل : قَنْبِل - وَرس (هى بذور شبه الرمل کعقد صغیرة، تعلو ثمار وأوراق هذا النبات ).

القَتد: هو ما یجمد من عصیر قصب السکر.


قندیل البص : رئة البحر، قندیل البحر حیوان هلامی یکون فی البحر الملح . قال الدمشتی مْی 740


القنطریون : قطیبة- قنطریون عنبری ، قنطریون أزرق - ترنشاه .


القنة : بارزد. بیرزد (فارسیة) - حَلبای - خلبانی (عبرانیة) - صمغ الکلخ - لزاق الذهب (صمغه ) .


القیسوم : هو البرنجاسف ، وهو الشواصر أو مسک الجن والأرطامسیا نوع منه .


القیصوم : نفس القیسوم .


کابلی : هو نوع من الاهلیلج .


الکاتم : الکَتَم من الفصیلة المرسینیة، قریبة من الآس تنبت فی المناطق الجبلیة لإفریقیة والبلاد الحارة المعتدلة. ثمرتها تشبه الفلفل . وبها بزرة واحدة، وتسمى فلفل القرود، وکانت تستعمل قدیمأ فی الخضاب ، وصنع المداد.


الکادی : أو کاذی هو جنس نباتات لیفیة أنواعها عدیدة. منبتها البلاد الحارة، بزورها نشویة المادة.


الکاشم : ینبت فی الجبال الشاهقة، وله ساق صغیرة شبیهة بساق الشبث وعقد علیها ورق شبیه بورق إکلیل الملک . وعلى طرف الساق إکلیل فیه ثمر أسود مصمت إلى الطول ما هو شبیه ببزر الرازیانج حریف المذاق ، فیه عطریة، وزعم بعض المتأخرین أن الکاشم مطلقآ هو النوع الرابع من ساسالیوس ، ولیس هو بالکاشم أصلأ ولا من أنواعه .



الکاکنج : من الفارسیة، کاکنة وتدل على العبب والغالیة، وجوز المرج ، وثمره حب اللهو وهو نبات.


الکبابة : هى حب العروس وهى فلنجة، وهى : رجل الغراب وزرنب ورجل الجراد ، وهی نبات .


الکبار: بَر - کَبار - قبّار - قبر - لَصَف - رَصَف - نَصَف - سَلَب - القطین - ثمره أو حَملة یسمى الشَّفلح - تفاحة الغراب - ثوم الحیة - عنب الحیة - قافریون (یونانیة) ورد الجبل - شوک ال**** .


کبر: فى کتاب أزهار لبنان (البریة): أسماء متداولة کَبَر. آصف لصف ، شوک ال****، المجال الجغرافی : سوریا لبنان ، فلسطین ، ا لآردن ، مصر، لیبیا، تونس ، الجزائر، المنرب ، العراق ، الکویت ، العربیة السعودیة، البحرین ، السودان ، آسیا الغربیة.


الکبریت : عین تجری ، فإذا جمد ماؤها صار کبریتاً أصفر وأبیض وأکدر ویقال : إن الکبریت الأحمر هو من ، وهو یدخل فی أعمال الذهب کثیرأ.


الکثیراء: صمغ الشجر - حلوسیا (عبرانیة) - طرغاقنتیا (یونانیة) - نکأة (معجم أسماء النبات ) الاسم الشائع : استراغال - اسطراغالوس .


کحیلا : هی لسان الثور، وحمحم وکازوبان بالفارسیة. راجع الحمحم وسیأتی شرح لها تحت حرف اللام .


حب الزلم : ابن واقد هو حب دسم مفرطح أکبر من الحمص قلیلاً، أصفر الظاهر، أبیض الباطن ، طیب الطعم ، لذیذ المذاق ویجلب من بلاد البربر ویسمى فلفل السودان عندنا.


وذکر ابن ماسة البصری : ینبت فی ناحیة شهرزور. وذکر الشریف . قد ینبت منه شیء بصعید مصر یسمونه بالسقیط (الجامع لمفردات ا لأدویة وا لأغذیة) .


حب النیل : حب النیل - قرطم هندی - حُسن ساعة - حب العجب - عَجب - دَنعة العشَّاق.


الحبة الخضراء: هی شجرة البطم . الاٍ سم الشائع :مصطکا - بطم شرقى - مسطکی - فرو. الموطن : حوض البحر المتوسط ، الهند.


الحبة السوداء: هی الشونیز - وحبة البرکة - والبشمة. (معجم الطبی النباتی ) الموطن : بلاد الشام - الشرق الأوسط - حوض البحر المترسط .


حجر أناغالس : کلمة یونانیة، تدل على نبات یدعى حشیشة العلق ، أو قاتل العلق وحشیشة االحلمة وآذان الفار وعین الجمل وأم اللبن .


حجر الإسفنج : هو الحصاة التى تکون فی الاسفنج .


حجر ارمنی : هو حجر یکون فیه أدنى لازَوَردیة، ولیس یشبه لون اللازورد، ولا فی اکتنازه بل کان فیه رملیة ما، وهو لین الملمس . (ابن البیطار فی جامعه ). و (المعتمد فی الأدویة المفردة).


حجر البازهر: هو حجر معدنی یکون بأقص القرس ، أجوده المشطّب الزیتونی الشکل.


حجر التیورس . وهو حجر یوجد فی معادن المغرة ، وهذا الحجر یجذب النحاس کما یجذب المغناطیس الحدید.


الحدق: اسم لنوع من الباذنجان برى، وثمره یکون أخضر ثم أصفر، وتدره على قدر الجوز، وشکله شکل الباذنجان سواء، وسماه بعضهم شوک العقرب ،وفی الیمن یسمرنه العَزصَم ، وهذه الثمرة تشبه اللفِّاح فی المنظر والقدر سواء، إلا أنها تخالف اللفّاح فی الشوک المحیط بأقماعها وحاصلة الحدق : وهو الباذنجان . (المعتمد فی الأدویة ا لمفردة) .


الحرشف : هو الخرشوف وکنکر. وکنجر، وکنار وجناره وبالعامیة : أرضی شوکی .


الحرف . حب الرشاد - حرف الماء - ثناء - فلفل الصقالبة .


الحرمل : سذالى بری - حرمل عربی - حرف بابلی - خردل أبیض - حمحم - خمحم - (ابن سیده ) - حرملان - (سینا) غلفة الذئب .


الحسک : هو حمص الأمیر، وهو أضراس العجوز، وعرمط وحماض الأسد، وهو: شکوهج وهذه الکلمة تعریب االفارسیة شکوهنج ، رتدل على ثبات . وحسکه - حمص الجبل - أضراس الکلاب .


الحضض : هو نبات العوسج ویعرف أیضأ باسم فیلزهرج والکلمة فارسیة الأصل ، میل زهره ، وتعنی سمّ الفیل ، یعرف ببلادنا باسم حماض الأرنب .


الحلتیت : هو عود الرتة، ونبات الأنجذان وهنک (بالفارسیة) ودمعة وأزیر (بالمغرب )- الکبیر (بمصر أبو کبیر.


الخربق الأبیض : فی (معجم أسماء النبات ): بغلة الرماة - خانق الذئب - قاتل الذئب .


الخربق الأسود: هو الشیرنج أو الشیرنجشیر وهو نبات .


الخردل : خردل - قرلی - لَغسان - خردل .


الخزامى : هَنان - خزامى واحدته خزاماة - خیری البر - خَزَم والخزامى - ذَنَبان (معجم أسماء ا لنبا ت ) .


الخس البری : طرخشقوق - طرشقون - هندباء بری - سَریس بری - کسنى صحرائی - هندب - خس بری - شجرة أسنان الأسد - طرخشقوق - أسنان الأسد، الاسم الشائع : طرخشقوق هندباء بری . .


خس ال****: شنجار - شنکال (فارسیة) . ساق الحمام - رجل الحمام - شجرة الدم - حنا الغولة - أذن ال**** - رجل الحمام .


خصی الکلب : هو بوزایدان . وخصی الثعلب . وعجمة وبهجة. وقاتل أخیه و (الحی والمیت ) وهو نبات وتدل خاصة على ما یدعی فی عصرنا ( بالسحلب ).


الخطمی : هو الغسل وهو نبات العسول وعسل وورد الزینة.


الخولنجان : الاسم الشائع ، لانجواز، خولنجان صینی - خولنجان طبی - وفی (الجامع لمفردات الأدویة رالأغذیة) عروق متشعبة ذات عقد لونها بین السواد والحمرة شبیهة بأصول النوع الکبیر من السعد المسمى بعجمیة الأندلس بحة، وهذه العروق حزینة الصم تجلب إلینا من الهند.


الخیار شنبر: شجر ثمره شبیه بالخزوب وهو نبات ویدعى أیضاً قثاء هندی ، وخزوب هندی ، وفی (المعتمد) الخیار شنبر معروف وثمره مالوف وهو بمصر والاسکندریة ومن والاهما ویحمل منهما إلى الشام وشجرته وورقه قریب من شجر الجوز. انتهى.


الدار شیشعان : هو عود البرق - العود القماری - قندول أوزى (بربریة) عود شیشعان - قلسید ناردین .


الدارصینی : قرفة، سیلانیة، قرفة القرنفل - هذه هی دارصینی على الحتیقة أو دارصینی الصین . سلیخة. قرفة سیلان الاسم الشائع : دار صینی - ترفة هندیة.

دار فلفل : برباس - بسباس (الیمن ) - فلفل أحمر - دار فلفل - ودار فلفل : عرق الذهب .


الد جر: لوبیا - لوبیاء - ثامور - أحبل (یمانیة) .


الدردار : مرار - مرور - دردار - لسان العصافیر - لسان العصفور .


الدلب : دُلب ، صنار . شینار جنار (فارسیة) - عیثام . عیثم - الضراء وثمره یسمى جوز السر.


دم ا لأخون : بقم - أیدع - عندم - قاطر - دم الثعبان ، دم الغزال - دم التنین - الشیان - الشیانة ، العرق الأحمر . وهو التاطر - وعرق الحمرة وهو نبات. (معجم أسماء النبات ).


ذنب الخیل : حشیشة الطوخ . أمسوخ - ذنب الفرس - ینشتله - ینشته - شیالة - کُنبات - کَتبات - لحیة التیس - أذ ناب الخیل - البادی . (معجم أسماء النبات ).


الراتینج : ویقال : راتیانج ، وهو صمغ الصنوبر، وهر مادة ذات ترکیب کیماوی معقد ومتغیر جدأ تنتج عن أکسدة اًنواع مختلفة من الزیوت العطریة، وتفرز فی فجوات أو قنوات معینة، وتسیل عادة على سطح بعض الأشجار، وتتجمد عند تعرضها للهواء.


الرازیانج : شمار - شمرة - بسباس - بارهلیا.


الراسن : ألاینون - راسن - أله - بقلة الرماة - جناح رومی - عرق الجناح . جناح شامی - زنجبیل شامئ - زنجبیل بلدی - قسط شامی (لشبهه بالقسط ). (معجم أسماء النبا ت ) .


الرانج : هو النارجیل ویسمى جوز الهند، وهی نخلة طویلة تمیل ثمرتها حتى تدنیها من ا لأر ض .


الرطبه: إذا کان غضاً - أسبست - أسفست - فصفصة - فصة - فصافص - قضب - قت (إذا کان جافاً) - برسیم - ذو ثلاث ورقات - نفل - أنفال - قرط - أسدار - وبزره یسمى حب النفل.


الرند : الریحة - معسل - شجرة الجمل - غار - وحبه یسمى حب الغار أو حب الرند - عصى موسى.


الزباد: هو نوع من الطیب یجمع من بین أفخاذ هر یکون بالصحراء یصاد ویطعم قطع اللحم ، ثم یعرق قیکون من عرق بین فخذیه حینئذ هذا الطیب ، وهذا الحیوان أکبر من الهر الأهلی (ابن البیطار فی جامعه لمفردات الأدویة والأغذیة).


الزعفران : الجادی - خلُوق - ریهقان - ترمد - الجاذی .


الزرنباد: زرنبة - عرق الکافرر - کافور الکعک - عرق الطیب .


الزفت : الاسم الشائع : حنتیت ، حلتیت ، نوع حلتیتی ، والزفت الرطب : یجمع من أدسم ما یکون من خشب الأرز، والتنوب .


الزنجار: هو مادة خضراء، وهی حصیلة تفاعل حامض الخل مع النحاس على عدة أنواع من اسیتات النحاس .


الزنجبیل : أفنشنال - جنزلیل. الموطن : الهند، جاوة المناطق الإستوائیة .


الساسالیوس : تدل على الأنجذان الرومی و الکاشم وهو نبات .


السانوج : هو الحبة السوداء.


السبستان : عیون السرطان - الطنب - شجرة الدیکة - زیتون الکلب 0 الثمر: نبق سبستان - نبق مخیط - حب العروس .


السذاب : هو الفیجن : الفلاحة ، منه بری وبستانی ، فالبستانی یفرع فروعاً تطلع من ساق له قصیرة تتشعب علیه شعب مثل الأغصان ، ویحمل فی أطراف أغصانه رؤوساً تتفتح عن ورد صغار الورق أصغر.


سریش: سراس یسمیه بعض العامة سریش إذ هو نبات معروف ، وله ورق کورق الکراث الشامی ، وساق أملس ، وعلى طرفه زهر وله أصول طوال مستدورة شبه شکل البلوط الکبار . ویستخرج منه صمغ تسمیه عامیتنا سراس یستعمله السکافون للصق الجلود.


السطرونیون : هو الکندس .


السعد : سعدى - سعادى - الخلنجان البری - ریحان القصارى - والاسم الشائع : جعد، الموطن : حوض البحر المتوسط .


السقمونیا: محمودة - البقول االمحمودة .


السقولوقندریون : یعرفه شجارو الأندلس بالعقربان ، وباعة الدیار المصریة یعرفونه بکف النسر. وقال دیسقوریدوس : له ورق شبیه بالدود الذی یقال له سقولوتندریا کثرأ منبته من أصل واحد، وینبت فی صخور وفی حیطان منبته محصى ظلیلة ولا ساق له ولا زهر ولا ثمرة وورقه مشرف مثل ورق البسفانج والناحیة السفلى من الورق إلى الحمرة وعلیها زغب والناحیة العلیا خضراء.


السکنجبین : هو المرکب من الخل والعسل ، ثم یسمى بهذا الإسم ، وإن کان مکان العسل سکر، ومکان الخل ربّ السفرجل أو غیره . (مفاتیح العلوم للخوارزمی ). وهو شراب مصنوع من الخل والعسل .


السلیخة : هی القرفة الصینیة ویطیب بها الطعام ، والسلیخة شجر مستقل کأنه السوسن لا شجر کالدارصینی .


السلیط : سمسم - جْلُجلان - کُنجدُ (فارسیة) - سلیط - (ودهنه الشیرج ) - الرهش (المطحون ) .


سماق الدباغین : سُماق وهو الذی یستعمل فی الطعام وهو ثمر نبات شجرة تنبت فی الصخور وطولها نحو ذراعین وفیها ورق طویل ، لونه إلى حمرة الدم ، مشرف الأطراف على هیئة المنشار، وله ثمر یشبه العناقید کثیف ، وفی قشر الحب المنفعة، وهذه الشجرة تقبُض وتجفّف ، فلذلک صاروا یستعملون نوعاً منها فى دباغه للجلود، ویسمّونه سماق الدباغین . (المعتمد فی الأدویة المفردة).


السنا: سَنَى - سنا هندی - عشرق - (الیمن ) - سنامکی - قسی .


السنامکی : سنامکی - سنا حجازی - سَنا - عِشرق (الیمن ) سنامکی . وهو نوع من الشجر المعمّر من فصیلة القرنیات لها منافع طبیّة معویة، نقیع أوراقها مسهل للمعدة (مفردات الصقلی ).


السنبل الهندی : سنبل العصافیر - سنبل الطیب - سنبل نردنى - نردین - ناردین.


السندروس: سندرک – عرقی الصمغ - فارعة شجرة صمغها کالکهرباء فی جذب التین ولخشبها دهن یقال له : دهن الصوانی (معجم أسماء النبات ).


السورنجان : سورنجان الخریف ، قاتل الکلب ، حَمل .


السیرج : هو دهن الحل ، وهو الزیت المستخرج من السمسم ، والمعروف بالعامیة بالطحینة .


الشاذنة: هو حجر الدم ویستعمل فی المراهم .


شاه بلوط : هو الکستناء، وأبو فروة وشار بلوط ومعناه بلوط الملک .


الشاهسفرم : هو الحبق الکرمانی ، وهو نوع من الحبق دقیق الورق جدا یکاد یکون کورق السذاب عطر الرائحة وله وشائع فرفیریة کوشائع الباذروج ، ویش نوّاره الصیف والشتاء. (المعتمد فی الأدویة).


الشب : فی (جامع ابن البیطار)، هر أصناف کثیر إلاّ أن الذی یستعمل فی الطب ثلاثة أصناف : المشقق ، والمستدیر، والرطب وأجودها المشقق ، وأجوده ما کان أبیض شدید البیاض شدید الحموضة لیس فیه حجارة .


الشبت : نبات عشبی من الفصیلة الخیمیة، تستعمل أوراقه وبذوره فی إکساب الأطعمة نکهة طیبة.

قبل الشروع عن البحث یدویا انا انصح ان تستعمل محرک البحث المنتدى افضل
و ذلک بالضغط على زر(ابحث فى هذا الموضوع) لأن القائمة طویلة جدا

الأشق : وشج -قناوشق (الشهام )- قاتل نفسه- علک الکلخ - کلخ - صمغ نوشادرس.


الأبهل : (صنف من العرعر أو هو العرعر الکبیر ) فارسیة - جوز الأبهل - صَغِینَة - سفینة.


الاثمد : هو الکحل الأصفهانی .


خزامى اسطوخودس : ضرم . أسوطوخودس - شاه إسبرم رومی.


أسقولوقندریون : کف النسر.


الأشقیل : عنصل - بصل الفاًر (لأنه یقتل الفأر إذا طُعم به ) - بل البر - بصل الخنزء -و فى معجم أزهار لبنان البریة : اشقیل بحری - بصل الفأر ، بصل فرعون .


الأشنان : شیبة - شجر أبیض (الیمن ) - ذقن الشیخ (سوریا). أشنان (فارسیة) - حُزضُ - أشنان القصارین (لأنهم یغسلون به الثیاب ) - خُرء العصافیر - شوک أحمر (بمصر الآن ).


اظفار الطیب : عادة بصیغة الجمع أظفار الطیب ، ومفردها ( ظفر الطیب ) وهو- من أصداف البحر وهو الدولعة وهو العطار من الحلزون الکبار له أغطیة عطریة الرائحة، فی السودان یسمّى ظفر وظفر العفریت تتبخر به النساء.


أافسنتین : شیبة العجوز - کشوث رومی - راشکه - دَمسیسه - خُترق - دسیسة .


الأفیون : أفیون من (الیونانیة)" (أولیون ) وهو نبات الخشخاش .


أقاقیا. کلمةء یونانیة الأصل ، وتدلّ على الصمغ العربى ، یستخرج من الشوکة المصریة وهی أم غیلان ، وبنک وقرظ ، وسنط وطلح ، وبعامیة بلادنا هو سنت وقرد، وهو شجر.


اکلیل الملک : العنوص - العنغقان (الیمن ) - شاه أفسر (معناه إکلیل الملک ) - مالیلوطس (یونانیة) النفل (الشام ). (معجم أسماء النبات. وفی معجم الطبی النباتی : إکلیل الملک : هو غصن البان - حندقوق - کرکمان ، الموطن . توافر فی جنوب آسیا وأوروبا.


ام غیلان : أبو العباس النباتی : اسم للسمر عند أهل الصحراء، وذکر أبو حنیفة ان العامة تسمی الطح أم غیلان ، وقلت : إلى هذه الغایة أهل البلاد یسمون بالطلح و شجر السمر وأکثر ما یعظم بأودیة الحجاز. ابن سینا: أم غیلان هی شجرة عصناه البادلة معروفة باردة یابسة تمنع بقبضها سیلان الرطوبات ، جیدة لنفث الدم .


الأملج . هر السنانیر (مص - اسرَکَ . (معجم أسماء النبات ). هو بالفارسیة آملة : هو الأملس من أنواع الاهلیلج . وفی (المعتمد فی الأدویة المفردة) ثمرة سوداء، تشبه عیون البقر، لها نوئ مدوّر حاد الطرفین فإذا نزعت قشرته انشق النوى على ثلاث قطع ، والمستعمل منه ثمرته التی على نواه ، ویقرب فعله فعل الهلیلج الکابلی ، وقد ینقع فی بلده باللبن والحلیب ، فیسمى شیر أملج .



عنزروت (هی الشجرة التی صمغها الأنزروت ). وفی المعتمد: أنزروت بالفارسیة، وهو عنزروت بالعربیة هو صمغ شجرة تنبت فی بلاد الفرس ، شبیهة بالکندر، صغار الحصى ، فی طعمه مرارة له قوة ملزقة للجراحات.


الأنیسون : الاسم الشائع یانسون - حبة حلوة - نیسوون .


الایرسا: کلمة یونانیة الأصل تدل على نبات یدعى أو کف الصباغین (سوریا) وعلى نبات یدعى زنبق وسوسن وعروق الطیب


الباذروج : (فارسیة) - ریحان - ریحان ملکی - ریحان االملک - جومر (یمانیة) - حبق کرمانی . حبق صعتری - صعتر - حبق نبطی - حماحم - ریحان کبیر - حبق بستانی - (معجم أسماء النبات ).


البان : فتنة (مصر) مسک الصنادیق - عیلان - عنبر (سوریا) . وهو الیسار- والیسر- والشوع ، وحب المنشم ویستخرج من مادته مادة زیتیة تعرف بدهن البان .


البرنجاسف : هو الشواصرا وهو مسک الجن وهو أرطامسیا، وهو نوع من القیصوم . وهو الغبیراء، ویعرف بالیمن بالعبیثران ، وبالعربیة القیصوم .


بزر قطونا : حشیشة البراغیث.


بزر کتان : هو المومة. کتان (فارسیة) - ملسج - رازقی الزٌیر - بزره یسمى بزر الکتان ومومة ، وزریعة .


البسباس : هو الدار فلفل .


البسباسه : من الیونانیة بسکوس ، وتعنی قشرة أو جلد ، وهی قشور جوزبوا أو جوز طیب أو دار کیسه أو طالیفسر. وهو نبات .



بصل الفار: هو بل العُنصُل وهو بصل البر وله ورق مثل الکراث یظهر منبسطأ، وله فی الأرض بصلة عرفمة، وتسمیه العامة، بصل النأر، ویعظم حتى یکون مثل الحُضع ، ویقع فی الدواء، وظ ل له العُنصُلات أضاً، وأصوله لیض وله لفائفِ إذا یعست تبقشت أی انکسرت ، والمتطببون یسمونه الاشغیل (المعتمد فی الأدویة المنردة).


البعیثران : قیسون - بعیثران (سوریا) قیصوم جبلی . غبیرة (الیمن ) - لرنجاسف - أرطاماسیا (رونانیة) - حبق الراعی - الربل (معجم أسماء النبا ت ).


البقلة الحمقاء: (لخروجها فی الطرف بنفسها) - البتلة المبارکة - رجلة - بَرابرَة - درفاس - ذنب الفرس (الیمن ) – حمقة - رجلة فرفخ .


البلاذر: بُلادُر - بلاذُر ( ئمر وشجع - ثَمر الفؤاد - تمر الفَهم - حبّ النهم - حب القلب - السوسن الهندی .


بندق: الجلوز واللوز الجبلی - وهو ثمر شجر بندق .


البنج : شاهدانج ، شهدانه (فارسهة) - معناه سلطان الحب . دانه بمعنى (الحب ) سادنق شاهدانق - قنب - قنب هندی - حشیشة - الزکوة (هی الرومی منها) تنوم ، شرانق – قاتل ابیه.


بنجکشت : سرساد (فارسیة) - حب الفقد - حب النسل (لأنه یفقد النسل بمداومة أکله کما زعموا) حب الخراف - فقد - الکف - شجرة ابراهیم - کف مریم - الأرثد .


الثافسیا، ویقال تافسیا بالتاء، وهو صمغ السذاب البری وتیل الجبلی ، ویسمى . الیَتبُوت .


التنبول : هو المعروف بالتنبل وهو من الیقطین . وطعم ورقه طعم القرنفل وریحه طیبة، وورق التانبول الأترج عطری . وأهل الهند یستعملونه بدلأ من الخمر ویأخذونه بعد أطعمتهم ، فیفرح نفوسهم ویذهب بأحزانهم . (المعتمد فی الأدویة المفردة).


التنکار: هو من أجناس الملح ، یوجد فیه طعم البورق ، ویشوبه شیء من المرارة . (المعتمد).


الثجیر: وهو الثفل .


الجاوش : جاوَرس (فارسیة) - جاورش (أحیاناً) - دُخْن (عربیة) - کَنخرس - الکنَب (الیمن ) ، ذرة حمراء (سوریا). (معجم أسماء النبات ).


الجعدة: هی نبات مسک الجن وحشیشة الریح ، ولها أسماء عدیدة منها: مسیکة - جعده - طرف - مسک الحن أرطالس (بربریة) - القصلم (الیمن ) الهلال (بصنعاء) حشیشة الریح (لبنان ). (معجم أسماء النیات ).


الجلجلان : هو السمسم وهما صنفان أیبض وأسود وهو بالسراة والیمن کثیر، وتسمی العرب دهنه السلیط (الجامع لمفردات الأدویة والاًغذیة).


لجلنار: هو نوع من الرمان ، وهو زهر الرمان الذکر، وقیل إنه زهر الرمان البری (منهاج ا لدکا ن ) .


الجمار: وهو لبّ النخلة، (المعتمد فی الأدویة المفردة).


الجمجم : شبث الجبل ، شقاقل (نبطیة) - ششقاقل - حشقاقل - جزر بری - جزر إقلیطی (وحبّه یسمى حرض النیل - وعبوب الجمل . (معجم أسماء النبات ).


الجمیز: تَأْلَق (الیمن ) - تین بری - تین الجمیز - تین أحمق (لأنه ضعیف ) – سیقمور ، ومعناه التین الأحص خنس (الیمن ) قال ابن سیده : شجر عظام مثل الأثأب سواء ولها ثمرة مثل التین . (معجم أسماء النبات ).


الجندبادستر: هی القسطریرن والقسطورة وهی مادة دهنیة عطرة لونها قانٍ ، مائل إلى البنی ، تستخرج من کیس یقع وراء خصیتی حیوان القندس أو الکاستور أو الحارور. وتسمیه العامة کلب ابحر، تستعمل هذه فی العطارة، وفی الطب : هو دهن منستر أو منستر والاسم الرائج لدى العطارین فی عصرنا قسطوریوم.


الجنطیانا: کلمة یونانیة الأصل ، وتدل على نبات دواء الحیة، وکف الذئب وکوشاد بالفارسیة وهو مأخوذ (من اسم أحد ملوک الیونان ) کوشادِ - کوشد کف الأرنب - بشاکة - بشاشکة (بعجمیة الأندلس ). (معجم أسماء النبات ).


جوز الرته. وهو البندق الهندی .


جوز السرو: سرو - شجرة الحیات (لأنها تأوی الحیات ) - ثمره یسمى جوز السرو . سَروَل . سَروال (الجزائع - شث (أوراقه ). (معجم أسماء النبات ).


الحاشا : صعر بری - صعتر الحمیر - مأمون (لعدم غائلته ) .


حب البلسان : بلسان - بلسم مکة - بشام (الیمن ) بلسم إسرائیل - خشبها أو عودها، ثمر البلسان أو حب البلسان ، ویسمى المنشم ، بشام (أبو شام ) (معجم أسماء النبات ). وفی (معجم أزهار لبنان البرلة) أسماء متداولة : بلسان - خمان - دمدمون .


حب الرند : الریحة - معسل - شجرة الجمل (سوریا) رند فارسیة (الجزائر وسوریا) - ریحان الریف - غار فی (المدن ) - وحبه یسمى حب الغار أو حب الرند.

آباغلس

 

 

ص 3، آباغلس، معادل Anagallis arvensis آورده شده است، درست آن است که آناغلس ثبت شود و در فرهنگهای گیاهی همچنین این اصطلاح لاتین در برابر آذان الفار نبطی و عین الجَمَل آمده است و نه آباغلس. و در مخزن الادویه خراسانی، آناغلس در برابر آذان الفار آمده که در ص 21 صیدنه از آن نام برده شده است. بار دیگر در صیدنه ص 32، Myosotis Palustris with یا Asperugo Procumbens در برابر آذان الفار آمده است. درست آن است که واژه اولی در برابر آذان الفار برّی و عین الهُدهد بوده و دومی معادل گیاه دیگری است غیر از آذان الفار. نتیجتا اگر آناغلس ـ و یا آباغلس ـ را مترادف آذان الفار بگیریم معادل گذاری انواع آذان الفار با هم خلط شده است. نتیجتا انطباق معادل لاتین با مدخل‏های عربی وجود ندارد و پژوهشگر دچار سردرگمی می‏شود. و بالطبع قابل استناد نخواهد بود. ص 14، بُشاق شماهی و در توضیحات پُشّاق ماهی آورده شده است در متن صیدنه آمده است که: ـ و فی ایدی النصاری کتاب یسّمونه بُشّاق شماهی ای تفسیر الاسماء و یعرف ایضا جهار نام به معنی ان کل واحد مما فیه مُسّمی بالرومیه و السریانیه و العربیة و الفارسیة. در کتاب‏شناسی نسخ خطی پزشکی ایران ص 95 و 96 از کتابی یاد شده است که چارنام یا شباقش ماهی نام دارد و یادآوری شده که این اثر، فرهنگ واژه‏های پزشکی به چهار زبان است و نسخه کتاب به زبان فارسی است و نسخه‏ای از آن در دانشگاه تهران موجود است پس تلفظ یاد شده در صیدنه ما دُرست نیست.   

http://www.fireflyforest.com/flowers/79/anagallis-arvensis-scarlet-pimpernel/

1 2 3 4 5 ... 15 >>